علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٦ - نقدی بر انتساب لقب و کنیهای ناسازوار به امام عصر
٦.
...كُنتُ أنا و أحمدُ بنُ أبی عبدِ اللهِ بالعَسكَرِ (أی: سامراء) فَوَرَدَ عَلَینا رَسولٌ مِنَ الرَّجُلِِ (وَ قَد یستَظهَرُ كَونُه كِنایةً عَنِ الإمامِ المَهدیِّ٧).[١]
بنا بر این، تطبیق الرجل بر امام عصر محل اختلاف است و فقط با توجه به طبقه
راویانی که در این روایت از آنها یاد شده است میتوان مصداق آن را مشخص کرد. در
این روایت، نام دو نفر ذکر شده که در منطقه عسکر با فرستادۀ «الرجل» سخن گفته و
پیام امام٧ را دریافت کردهاند: یکی أبو محمد الرازی است و دیگری أحمد بن
أبی عبدالله البرقی:
الف) أبو محمد الرازی
وی مجهول است و در کتب رجالی توصیفی در باره وی و طبقه وی گزارش نشده است.
ب) أحمد بن أبی عبدالله البرقی
وی همان ابو جعفر أحمد بن محمد بن خالد البرقی صاحب کتاب المحاسن (م٢٧٤ یا ٢٨٠ق)[٢] از محدثان بزرگ شیعه در قرن سوم است که بسیاری از احادیث شیخ صدوق و شیخ كلینی به وی برمیگردد. برقی در کتاب رجالیاش أحمد بن أبی عبدالله البرقی را فقط در زمره اصحاب امام جواد و امام هادی٨ برشمرده است.[٣] که این امر نیز احتمال تطبیق الرجل بر امام هادی٧ را افزایش میدهد.
ب) «الغائب العلیل» اشاره به چه کسی است؟
با توجه به ترکیب عبارت «فقال لنا: الغائب العلیل ثقة» _ که در آن، فرستادۀ الرجل خبر از ثقه بودن شخص غایب بیمار میدهد _ بی شک، مراد از غایب نمیتواند خود الرجل یعنی امام معصوم باشد، بلکه اشاره به شخص ثالثی دارد که به دلیل عدم حضور در آن جمع یا در آن منطقه از وی به الغائب تعبیر شده است.
مرحوم وحید بهبهانی(م١٢٠٥ق) در تعلیقة خود بر منهج المقال استرآبادی مراد از «العلیل» را شخصی به نام «علی بن جعفر الهُمانیّ[٤]» دانسته است.[٥]
سید بحر العلوم نیز با اشاره به تعبیر وحید بهبهانی مراد از «الغائب العلیل» را علی بن جعفر الهُمانی دانسته است.[٦]
[١]. الفوائدالرجالیه من تنقیح الرجال، ج١، ص٤٠٠.
[٢]. مجمع الرجال، ج٧، الفائدة الرابعة، ص١٩٤-١٩٥.
[٣]. جامع المقال فیما یتعلق باحوال الحدیث و الرجال، ص١٨٤؛ مجمع البحرین و مطلع النیرین، ذیل ریشه ر ج ل.
[٤]. این آمار بر اساس اطلاعات موجود در نرم افزار رجالی درایة النور استخراج شده است.
[٥]. رجال الکشی، ص٥٥٧، پاورقی ٣. روایت شماره ١٠٠٩ چنین است: ابْنُ مَسْعُودٍ، قَالَ حَدَّثَنِی عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْن أَحْمَدَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسی، عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الرَّازِیِ، قَالَ، وَرَدَ عَلَیْنَا رَسُولٌ مِنْ قِبَلِ الرَّجُلِ: أَمَّا الْقَزْوِینِیُّ فَارِسٌ: فَإِنَّهُ فَاسِقُ مُنْحَرِفٌ وَ تَکَلَّمَ بِکَلَامٍ خَبِیثٍ فَلَعَنَهُ اللهُ. وَ کَتَبَ إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِیُّ مَعَ جَعْفَرٍ ابْنِهِ فِی سَنَةِ ثَمَانٍ وَ أَرْبَعِینَ وَ مِائَتَیْنِ یَسْأَلُ عَنِ الْعَلِیلِ وَ عَنِ الْقَزْوِینِیِّ أَیُّهُمَا یَقْصِدُ بِحَوَائِجِهِ وَ حَوَائِجِ غَیْرِهِ فَقَدِ اضْطَرَبَ النَّاسُ فِیهِمَا وَ صَارَ یَبْرَأُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ. فَکَتَبَ إِلَیْهِ: لَیْسَ عَنْ مِثْلِ هَذَا یُسْأَلُ وَ لَا فِی مِثْلِ هَذَا یُشَکُّ وَ قَدْ عَظَّمَ اللهُ مِنْ حُرْمَةِ الْعَلِیلِ أَنْ یُقَاسَ إِلَیْهِ الْقَزْوِینِیُّ سُمِّیَ بِاسْمِهِمَا جَمِیعاً فَاقْصِدْ إِلَیْهِ بِحَوَائِجِکَ وَ مَنْ أَطَاعَکَ مِنْ أَهْلِ بِلَادِکَ أَنْ یَقْصِدُوا إِلی الْعَلِیلِ بِحَوَائِجِهِمْ، وَ أَنْ تَجْتَنِبُوا الْقَزْوِینِیَّ أَنْ تَدْخُلُوهُ فِی شَیْءٍ مِنْ أُمُورِکُمْ، فَإِنَّهُ قَدْ بَلَغَنِی مَا یُمَوِّهُ بِهِ عِنْدَ النَّاسِ، فَلَا تَلْتَفِتُوا إِلَیْهِ إِنْ شَاءَ اللهُ. وَ قَدْ قَرَأَ مَنْصُورُ بْنُ عَبَّاسٍ هَذَا الْکِتَابَ وَ بَعْضُ أَهْلِ الْکُوفَةِ (همان ص ٥٢٦ و ٥٢٧).
[٦] الفوائد الرجالیة، ج١، ص٣٨٦.