علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٨ - بررسی روایات فضایل و مثالب شهر قم
وجود حضرتش زمین باقی است و آرامش آن منتهی به آن جناب میشود. از رسول خدا صلّی الله علیه و آله شنیدم كه میفرمود: روز قیامت وقتی كفّار ثواب و قرب و كرامتی را كه حقّ تبارك و تعالی برای شیعیان علی آماده نموده ملاحظه كردند، میگویند: كاش ما خاك بودیم، یعنی كاش شیعه علی بودیم و به همین معنا اشاره است آیه شریفه: «وَ یَقُولُ الْكافِرُ یا لَیْتَنِی كُنْتُ تُراباً».
مرحوم مجلسی از معانی الاخبار مرحوم صدوق این روایت را با سند دیگری به صورت مرفوع نقل میکند. ایشان در تبیین مفهوم روایت مینویسد:
ممکن است این آیه «یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ یَداهُ وَ یَقُولُ الْكافِرُ یا لَیْتَنِی كُنْتُ تُراباً» جهت دیگری برای نامگذاری حضرت علی٧ به ابا تراب باشد؛ زیرا شیعیان و پیروان ایشان به دلیل پیروی محض و کثرت تبعیت و همراهی آن حضرت، تراب نامیده شدهاند؛ همان طور که در آیه کریمه آمده است. از طرفی امام علی٧ صاحب و رهبر و مالک امور شیعیان است؛ لذا به ابا تراب مکنی شده است. احتمال دارد آیه شاهدی بر نامگذاری علی٧ به ابا تراب باشد. احتمال دیگر، آن است که کلمه «تراباً» در آیه وصف و مدحی برای حضرت علی٧ باشد؛ نه این که این کنیه (ابا تراب)، آن گونه که نواصب گمان میکنند، سرزنش و مذمت امام باشد. به این ترتیب، مراد از تراباً در آیه، یا لیتنی کنت ابا ترابیاً است؛ با حذف کلمه اب که در نسبت شایع است؛ چنان که گاهی یاء نسبت حذف میشود.[١]
قطع نظر از توجیهات مرحوم مجلسی _ که مستبعد به نظر میرسد و شاهدی ندارد _ روایت از نظر سندی مخدوش است.
احمد بن الحسن القطان مجهول است، احتمال دارد از رجال عامه باشد.[٢] در باره احمد بن یحیی بن زکریا، مدحی نرسیده است. نجاشی در باره بکر بن عبدالله بن حبیب میگوید: «یعرف و ینکر».[٣] تمیم بن بهلول و پدرش مجهول هستند. مدح و ذمی نسبت به ابوالحسن العبدی نرسیده است. اما سلیمان بن مهران همان سلیمان الاعمش است و در باره او گفته شده است: «لم یرد فیه جرح، یکفی فی الاعتماد علی روایته جلالته و عظمته عند الصادق٧، کان من خواص اصحابه».[٤] و نیز عبایة بن ربعی از اصحاب امیرالمؤمنین٧ است.[٥]
به این ترتیب، سند این روایت فاقد اعتبار لازم بوده و قابل استناد نیست.
٩. محمد بن العباس قال: حدثنا الحسین بن احمد عن محمد بن عیسی، عن یونس بن عبدالرحمان، عن یونس بن یعقوب، عن خلف بن حماد، عن هارون بن خارجه،
[١]. اصول الکافی، ج١، ص١٠.
[٢]. بحارالانوار، ج٢، ص١٨٤. یک روایت که درست فهمیده شود، بهتراست از هزار روایت که بدون فهم بیان شود.
[٣]. الامالی، ص٣١؛ مسند الرضا٧، ج١، ص٨. بیشتر تلاش کنید که روایت را درست درک کنید تا این که خیلی روایت نقل کنید.
[٤]. «أ فأمنوا مکر الله فلا یأمن مکر الله الا القوم الخاسرون» (سوره اعراف، آیه ٩٩).
[٥]. «لیس للانسان الا ما سعی» (سوره نجم، آیه ٣٨).