علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٧ - بررسی واژه «قهرمانه» در کلام امام علی
میداند، سازگار نیست.[١]
٣) باید توجه داشت انبیا و صدیقان با هم از یک در و شهدا و صالحان نیز از یک در وارد میشوند؛ اما قمیها سه در یا یک در انحصاری دارند.
٤) در روایت دیگر آمده است که هر کس خویشتن را از گناهان باز دارد و به تکالیف خویش عمل نماید و محبت خاندان اهل بیت: را در دل بپرورد، از هر دری از درهای بهشت که بخواهد، میتواند وارد شود. به نظر میرسد این روایت با مفهوم انحصاری درهای بهشت برای گروههای مختلف چندان سازگار نیست.
ج. روایاتی که اگر با روایات مرتبط مقایسه شوند، احتمال میرود که اصل یا حداقل بخشی از آنها در زمانهای بعد ساخته شده و به روایت افزوده شده است؛ در هر کدام از روایات، ذیل تنها محل امن در زمان بلایا و فتن شهر قم وکوفه معرفی شده است:[٢]
١. و عن یعقوب بن یزید، عن أبی الحسن الكرخی، عن سلیمان بن صالح قال: كنا ذات یوم عند أبی عبد الله٧، فذكر فتن بنی عباس و ما یصیب الناس منهم، فقلنا: جعلنا فداك! فأین المفزع و المفر فی ذلك الزمان؟ فقال: إلی الكوفة و حوالیها. [٣]
٢. و عنه٧ قال: إذا عمت البلدان الفتن و البلایا، فعلیكم بقم و حوالیها و نواحیها، فإن البلایا مدفوع عنها.[٤]
[١]. اما مشابه این روایت - که محل ظهور امام زمان را قم معرفی میکند - در کتاب خلاصة البلدان به نقل از مونس الحزین شیخ صدوق روایتی نقل شده که در باره آن سخن خواهیم گفت.
[٢]. اخبار البلدان، ص١٣٧. این کتاب جزو منابع دست اول روایات فضایل قم است و معمولاً نام ابن الفقیه همدانی در آغاز روایات زیادی از روایات فضایل قم میآید. بنا بر این، بررسی شرح حال مؤلف و کتاب وی مهم و ضروری اسست. ابن الفقیه (م٢٨٠ق) ادیب و جغرافیدان بیدقتی است که حتی در مباحث جغرافیایی او افسانهها و خطاهای بزرگی دیده میشود. در باره زندگانی وی اطلاع دقیقی در دست نیست (دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج٤، ص٤١١؛ اثر آفرینان، ج١، ص١٣٣). وی شخصیتی روایی ندارد، اما در کتاب اخبار البلدان وی روایتهای زیادی در باره فضایل و مثالب شهرهایی چون بغداد، بصره، کوفه، همدان، اهواز، ... وجود دارد. و البته اطلاعات تاریخی مفیدی از اماکن و رویدادها نیز در این کتاب وجود دارد. در واقع، وی الگوی کارخود را از کتاب جاحظ گرفته است (همان). ابن ندیم میگوید اثر دیگری برای او نمیشناسد (فهرست ابن ندیم، ص١٧١). حاجی خلیفه وی را صاحب تعادل نمیداند (کشف الظنون، ص١٦٦٥).
[٣]. تاریخ قم (ناصر الشریعه، ص٥٣).
[٤]. بحار الانوار، ج١١، ص٢١١-٢١٦. در این روایت امام میفرماید: مردی از قم مردم را به حق میخواند و جمعی را گرد میآورد که بسیار مقاوم و جنگجو هستند و اعتماد و توکل بر خداوند دارند.