علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٢ - چیستی عمود نوررسول رضوی
در کتب کلامی نیز این امر یکی از شرایط امام معصوم شمرده شده است؛ مثلاً در کتاب العقائد الحقّة در این باره آمده است:
الفصل الرابع: شرائط و خصوصیات الإمام و الإمامة.... سابعاً: أن یكون مبرّءاً من جمیع العیوب الخَلقِیَّة الموجبة للنفرة، كالعمی و الجذام و البرص، و من جمیع العیوب الخُلُقیة كالبُخل و الحرص و سوء الخُلُق، و من دناءة النسب و التولّد من الزنا... و ذلك لمنافاتها مع اللطف، بل منافاة بعضها مع العصمة.[١]
منشا انتساب این لقب به امام عصر٧
از بررسی نقلهای موجود در کتب درایه شیعه چنین برمیآید که این لقب ظاهراً اولین بار توسط مرحوم محمد تقی مجلسی در کتاب لوامع صاحبقرانی به حضرت صاحب الامر٧ نسبت داده شده است و برخی از درایه نویسان متأخر نیز مستقیم یا غیر مستقیم و بدون بررسی صحت و سقم این ادعا و پیگیری مصادیق آن در روایات، به استناد عبارت مذکور در کتاب یاد شده، این لقب را در زمره القاب امام عصر٧ برشمردهاند. پیش از لوامع صاحبقرانی نه تنها در کتب درایه الحدیث، بلکه در هیچ کتاب حدیثی، تاریخی و رجالی نیز از چنین انتسابی به آن حضرت نشانی یافت نشد؛ حتی خود مرحوم مجلسی اول نیز در شرح پیشین خود بر کتاب من لایحضره الفقیه (روضه المتقین) _ که خاتمه آن را به ذکر القاب، کنیهها و رموز ائمه در روایات اختصاص داده است _ تنها از کنیه «صاحب الناحیة» برای امام عصر٧ یاد کرده است.[٢] از این رو، در کتاب لوامع صاحبقرانی برای تکمیل بحث، کنیههای دیگری از جمله غایب، علیل، غریم و حجت را نیز به القاب آن حضرت افزوده است؛ اما در هیچ یک از آثار خود مستندی برای اطلاق تعبیر علیل بر امام عصر٧ ذکر نکرده است.
سؤالی که در اینجا به ذهن میرسد، این است که چه عاملی موجب بروز این اشتباه و انتساب این لقب به امام عصر٧ گردیده است؟
به منظور یافتن منشا بروز این اشتباه کاربردهای مختلف واژه علیل در اسناد و متون روایی و رجالی شیعه به صورت گسترده بررسی شد. نتیجه آن شد که این تعبیر بیشتر در موارد ذیل به کار رفته است:
١. اغلب در روایاتی که به بیان احکام فقهی یا سؤالی در باره شخص علیل (مریض) پرداختهاند.[٣]
٢.
[١]. لوامع صاحبقرانی، ج١، ص١٠٨.
[٢]. فرهنگ فارسی معین، ج٢، ص٢٣٤٩.
[٣]. کتاب العین، ج١، ص، ٨٨. ابن منظور نیز شبیه به همین تعبیر را آورده و مینویسد: «العِلَّة المَرَضُ. عَلَ یَعِلُ و اعْتَلَ أَی مَرِض، فهو عَلِیل» ( لسان العرب، ج١١، ص٤٧١).