علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩١ - ملاک ارزیابی کارگزاران در نهج البلاغه
تو از كسانی هستی كه من برای به پاداشتن دین از آنها كمک میگیرم، سركشی و تكبر گناهكاران را به وسیله آنان درهم میكوبم، و مرزهایی را كه در معرض خطر قرار دارد، به وسیله آنها حفظ میكنم.
اقتدا به سیره علوی، حاکم اسلامی را بر آن میدارد که «تشویق و قدردانی از افراد را با محاسبهای دقیق و بر اساس کار و لیاقت اشخاص به عمل آورد و از دخالت دادن مقام و موقعیت، بزرگی و کوچکی، شهرت و گمنامی، ثروت و فقر و... . خودداری نماید».[١] این نکته مورد تأکید امیرمؤمنان در سیاست نامهاش به مالک است که:
لایَدْعُوَنَّكَ شَرَفُ امْرِئٍ إِلَی أَنْ تُعْظِمَ مِنْ بَلَائِهِ مَا كَانَ صَغِیراً وَ لَا ضَعَةُ امْرِئٍ إِلَی أَنْ تَسْتَصْغِرَ مِنْ بَلَائِهِ مَا كَانَ عَظِیماً؛[٢]
شرافت و آبروی كسی موجب این نشود كه كار كوچكش را بزرگ بشماری. و
همچنین حقارت و كوچكی كسی موجب نگردد كه خدمت پر ارجش را كوچک به حساب آوری.
و این مفهوم واقعی عدالت در حاکمیت است؛ «بدترین و مضرترین نوع حقّکشی این است که حاکم، حق را با اشخاص بشناسد و نه اشخاص را با حقّ. و بهترین نوع ترویج آن حقّ، این است که حقّ و ارزش واقعی را معیار ارزشگذاری بگیرد که در دراز مدت، حق و فضیلت حاکم میشود و شخصیتهای کاذب منزوی شده و شخصیتهای واقعی و دارای صلاحیت بروز میکنند».[٣]
تنبیه کارگزاران
عملکرد امیرمؤمنان نسبت به خطاکاران، متفاوت بوده که به طور قطع، بیانگر نوع عملکرد شخص خاطی است. در مواردی به اجرای حدود و حکم، حتی بدون تشکیل محکمه فرمان میراند؛ گاه با تنبیه مستقیم، عزل و یا جا به جایی، شخص خاطی را مورد سرزنش قرار میداد. در جای دیگر، ضمن فرمانی، جزای خطاکاران را پاداش به درستکاران تعیین میفرمود و و سرانجام در برابر اشتباهاتی که به حکومت اسلامی و اهداف آن، لطمهای وارد نمیکرد و قابلیّت جبران داشت، فرمان گذشت و بخشش صادرکرده و خطاب به کارگزار خویش میفرماید:
گاهی از نیروهای تحت فرمانت، لغزش و خطا سر میزند، ناراحتیهایی به آنان عارض میشود؛ در این موارد، آنان را آن اندازه مورد عفو و گذشتت قرار بده که: تحبّ و ترضی أن یعطیک الله من عفوه و صفحه، فإنّک فوقهم و والی الامر علیک فوقک و الله فوق
[١]. وقعة صفین، ص١٠٤ - ١٠٥ ؛ نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج٤، ص٢٢٠ - ٢٢١.
[٢]. نهج البلاغه، نامه٣٨.
[٣]. نهج البلاغه، حکمت ٤٤٣.