١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٠ - نقدی بر انتساب لقب و کنیهای ناسازوار به امام عصر


زیرا مدیر، خود تعیین کننده وظایف و مسؤولیّت‌های زیر مجموعه‌اش است. پس آن گاه
که مشکلی پیش آمده و یا نیازی مطرح باشد، مغز متفکر نظم دهنده اولیّه باید در صدد
رفع آن بکوشد. نکته مدیریّتی برآمده از این بخش، عدم هم سطحی نیروهای دفتری با کارگزاران است.

ب. إصدار حاجات الناس عند ورودها علیک بما تحرج به صدورک اعوانک.

برآوردن نیازهای مردم در صورتی که کارکنان زیرمجموعه از عهده آن برنیایند؛ مدیر باید حضور مردمی داشته باشد و با مشکلات مردم اجتماعش زندگی کند، آنان را دریابد و از نزدیک نظاره‌گر حلّ مشکلات شان باشد و در اموری که از عهده کارگزارانش برنیاید، خود باید رأسا اقدام کند.

ج. خلاقیّت و نو آوری

خلاقیت، پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است و نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. به عبارت دیگر، خلاقیّت به قدرت ایجاد اندیشه‌های نو اشاره دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است. همان گونه که از تعاریف نتیجه می‌شود، خلاقیّت لازمه نوآوری است و تحقّق نوجویی وابسته به خلاقیّت است. اگر چه در عمل نمی‌توانیم این دو را از هم متمایز سازیم، ولی می‌توانیم تصور کنیم که خلاقیّت بستر رشد و پیدایی نوآوری‌هاست.[١]

هر سازمانی برای بقا و پویایی، نیازمند اندیشه‌های نو و بدیع است. عکس العمل مناسب در برابر شرایط ویژه و نیز راهبری مدبرّانه سازمان مورد مدیریّت کارکنان،[٢]میزان خلاقیّت فرد را ترسیم می‌کند. دستور العمل امیرمؤمنان٧ به مالک اشتر نخعی _ که در بند قبل مورد توجه و تأکید قرار گرفت _ در این بخش نیز هدایت‌گر بوده و خلاقیت کارگزاران در گرو واگذاری امور به آنان، اگر چه با کنترل و هدایت والی است. عکس العمل نسنجیده کمیل نخعی در مقابل حمله سپاهیان معاویه، نمونه‌ای از عدم وجود خلاقیّت در این کارگزار باتقوای امیر مؤمنان است.[٣]

٢. ماهیّت اخلاقی کارگزار

اخلاق و رفتار فردی، از نقاط قابل توجه در به کارگیری کارگزار در سازمان و نیز ادامه همکاری با او بوده و اهمیّتش، کمتر از قدرتمندی او نیست. به کارگیری نیروهای انسانی با قدرت مدیریّت بالا، ولی فاقد اخلاق کارگزاری، از جمله سیاست‌های مزوّرانه معاویه در به کارگیری عمربن عاص است که مهم‌ترین دلیل سقوط


[١]. بحار الأنوار، ج‌٥٣، ص٣٠٠. ادامه عبارت علامه مجلسی چنین است: «و لو نوقش فی ذلک و ادعی إمکان صدورها من بعض الصلحاء و الأولیاء فهو أیضا یدل علی المطلوب إذ لا یستغیث شیعته و موالیه٧ إلا من هو منهم و واسطة بینهم و بین إمامهم الغائب عنهم، بل هو من رجاله و خاصته و حواشیه و أهل خدمته فالمضطر رأى من رآه٧».

[٢]. النجم الثاقب، ص٤٢٥.

[٣]. من لا یحضره الفقیه، ج‌٢، ص٢٩٨.