علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨١ - نقدی بر انتساب لقب و کنیهای ناسازوار به امام عصر
ارزشی حکومتهای اسلامی به شمار میرود.
در حکومت اسلامی، کارگزاران ناگزیرند به همان اندازه که دارای قدرت مدیریّت بالا هستند، از اخلاق اسلامی نیز برخوردار باشند؛ زیرا هر کدام در عملکرد کارگزار، بروز و ظهور خاص خود را دارد.
محک زدن ماهیّت اخلاق سیاسی کارگزاران بر اساس شاخصههایی به قرار زیر میسّر است:
الف. احساس تعهد و مسؤولیّت پذیری
احساس تعهد نسبت به مسؤولیّت واگذار شده یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی کارگزاران است، که در کلام معصوم با عنوان امانت نیز یاد شده است. اگر چه امانت در عرف اسلامی، بیشتر برای بیان سپردههای مالی به کار میرود، امّا در زبان دین مفهوم وسیعتری داشته و بسیاری از شؤون زندگی را دربر میگیرد که یکی از این شؤون، حکومت و قدرت است. در صدر آیه ٥٨ سوره نساء خداوند به ادای امانت به صاحبش، امر میفرماید:
إِنَّ اللهَ یَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّواْ الْأَمَانَاتِ إِلی أَهْلِهَ.
خطاب ظاهری آیه به تمام مسلمین بوده و بر پایه تفسیر معصومان: از جمله جلوههای بسیار مهم این مسؤولیت، در اختیار حاکمان است.[١]
آیه در مجموع بیانگر آن است که حکومت، امانتی است نزد حاکمان که باید در نگهداری و صیانت آن کوشیده و با انجام صحیح مسؤولیّت اجتماعیشان و نیز رفتار عادلانه با مردم به این مهم دست یابند. تأکید امیرمؤمنان٧ به عمر بن سلمه مخزومی و تقدیر از عملکرد وی، اثباتی دیگر برای این برداشت است، آن جا که فرمود:
فَلَقَدْ أَحْسَنْتَ الْوِلَایَةَ وَ أَدَّیْتَ الْأَمَانَة.[٢]
با استناد به آیه، سخن امیرمؤمنان٧ و روایات تفسیری میتوان ادعا کرد که «فرمان خداوند مبنی بر ادای امانت به اهلش»، در حقیقت فرمانی است به تمامی قدرتمندان حکومتی که چنانچه فردی را از خود یا کارگزارانشان شایستهتر برای تصدّی مسؤولیّت یافتند، امور را به او واگذار کنند. این امر به قدری درخور تأمل است که رسول خدا٩ عدم التزام به آن را خیانت به خداوند میخواند؛[٣] یعنی گزینش فردی برای مسؤولیّت، در حالی که بهتر از او وجود دارد.[٤]
ب. پرهیز از تخلفات شرعی و قانونی
[١]. الخصال، ج٢، ص٦١٨. عبارت حرانی چنین است: «مَنْ ضَلَّ مِنْکُمْ فِی سَفَرٍ أَوْ خَافَ علی نَفْسِهِ فَلْیُنَادِ یَا صَالِحُ أَغِثْنِی، فَإِنَّ فِی إِخْوَانِکُمُ الْجِنِّ مَنْ إِذَا سَمِعَ الصَّوْتَ أَجَابَ وَ أَرْشَدَ الضَّالَّ مِنْکُمْ وَ حَبَسَ عَلَیْهِ دَابَّتَهُ...»(تحف العقول، ص١٠٨).
[٢] دانشیار دانشگاه تهران (پردیس قم).
[٣] استادیار دانشگاه قم.
[٤]. نهجالبلاغه، نامه٦١.