علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٧ - نقدی بر انتساب لقب و کنیهای ناسازوار به امام عصر
معیار سنجش عملکرد کارگزاران، در حاکمیّت اسلامی _ که جانشینی ولایت الهی
است _ دوری و نزدیکی به حقّ بوده و بسیاری از امور که در سخن صاحب نظران علم مدیریت و سیاست، ستایش شده، در مدیریت اسلامی تقبیح و ضد ارزش محسوب میشود.
این مقاله در دو بخش تنظیم شده است: ابتدا با بررسی ملاکهای ارزیابی کارگزاران سعی در ارائه الگویی جامع در این زمینه دارد؛ آن گاه با نگاهی به عملکرد امیرمؤمنان٧ در پی هر ارزیابی، چگونگی برخورد با کارگزاران را به تصویر میکشد.
معیار ارزیابی
معیارهای ارزیابی باید به گونهای طراحی شوند که از یک سو، حکایتگر
قدرت مدیریتی فرد در انجام مسؤولیت محوله باشد و از دیگر سو، نمایانگر شایستگیهای او در واگذاری پست حکومتی باشد. معیارهای ارزیابی متناسب با اهداف علوی عبارتاند از:
١. ماهیت قدرتی کارگزار
سنجش قدرت و توانایی کارکنان سازمان از اهمیّت بسزایی برخوردار است؛ زیرا برنامهریزی کلان حکومت بر مبنای قدرت آنان اجرایی شده و رسیدن به اهداف سازمان، بر اساس تعهد ایشان میسر میگردد. در ارزیابی افراد سازمان فرقی بین رئیس و مرئوس وجود ندارد؛ زیرا به همان اندازه که موفقیّت سازمان مرهون رؤسای کاردان است، شکست و عدم موفقیّتش وامدار ضعف آنان است. بنا بر این، در ارزیابیها همه کارکنان سازمان سنجیده میشوند.
بنا بر حکایت کتابهای تاریخی و نامهها و سخنان ارزشمند به جا مانده از مولای متقیان، معیار سنجش قدرت و توان عملکرد نیروها از نظر آن حضرت به قرار ذیل
بوده است:
الف. حرکت بر محور برنامهریزی
عملکرد کارکنان آن گاه که بر مبنای برنامههای از پیش تعیین شده و انتظار شغلی صورت گیرد، ارزشمند است. در غیر این صورت، هر نوع حرکت سلیقهای، ضربات جبران ناپذیری بر پیکره سازمان وارد میکند که گاه جبرانش محال است.
کمیل بن زیاد نخعی از شیعیان مقرّب و فرمانده حکومت علوی در شهر هیت بود. وی در هنگام تاراج لشگریان معاویه از شهر هیت، به جای مقاومت و مقابله با آنان، متقابلاً به شهر قرقیسا حمله کرد. امیر مؤمنان٧ نسبت به اقدام خودسرانه و دور از تدبیر وی به شدت عصبانی شده، خطاب به او مینویسد:
فَإِنَّ تَضْیِیعَ الْمَرْءِ مَا وُلِّیَ وَ تَكَلُّفَهُ مَا كُفِیَ لَعَجْزٌ حَاضِرٌ وَ رَأْیٌ مُتَبَّرٌ وَ إِنَّ تَعَاطِیَكَ الْغَارَةَ عَلَی أَهْلِ قِرْقِیسِیَا وَ تَعْطِیلَكَ مَسَالِحَكَ الَّتِی وَلَّیْنَاكَ لَیْسَ بِهَا مَنْ