علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٠ - آموزۀ بداء و علم الهیرضا برنجکار
روایت کرده توجهی نمیشود...
بنا بر این، روایت مذكور از نظر سند، قابل قبول نیست. علامه مجلسی نیز در مرآة العقول، این روایت را مجهول معرفی کرده است.[١]
بررسی معنایی روایت
اگر فرض کنیم این روایت از نظر سند هم اشکالی نداشت، از نظر دلالتی و معنایی اشکال دارد؛ زیرا بر خلاف آنچه در شبهه بیان شده است، هیچ وقت امامیّه ادّعا نکرده است که خداوند، امامت را برای ابی جعفر قرار داده بود، بلکه نزد امامیه، تعداد امامان و اسامی آنها منصوص است و حتی روایت آن از رسول خدا٦ در کتب اهل سنت نیز موجود است[٢]. و امامیه بر این امر اجماع دارند که در امامت، بداء رخ نمیدهد. بنا بر این، با روایت عام امامت و دوازده امام در تعارض است.
از سوی دیگر، این روایت، با سایر روایتهایی که در همین باب در الکافی آمده، تعارض دارد؛ به عنوان مثال: علی بن عمر نوفلی میگوید با امام هادی٧ در حیاط منزل ایشان بودیم که محمد فرزندش بر ما گذشت. به ایشان عرض کردم: جانم به فدایت! بعد از شما او امام ماست؟ فرمودند: نه، امام شما بعد از من حسن است.[٣]
نكته دیگر، این كه در این روایت، تصریحی بر امامت وجود ندارد. و ممکن است
مراد، وفات ابو جعفر، قبل از ابو محمد٧ باشد؛ مانند وفات اسماعیل قبل از امام
موسی کاظم٧.
در روایت، دو کلمۀ مهم وجود دارد: یکی تشبیه أبو جعفر و أبو محمد٧ به اسماعیل و موسی٧ و دیگری کلمۀ «المرجی»، که هر دو را میتوان به مسأله مرگ تفسیر کرد و ثانیاً حتی اگر مراد از« المرجی»، امامت باشد، باز هم ممکن است مراد از بداء، مسأله مرگ باشد؛ به این بیانکه مردم فکر میکردند (المرجی) که رتبه ابو محمد بعد از ابو جعفر است، ولی خداوند در تقدیر مرگ و زندگی تغییری ایجاد کرد که وضعیت واقعی ابو محمد معلوم شود (ما لم یکن یعرف له)؛ همان طور که برای اسماعیل این گونه تقدیر نمود تا وضعیت واقعی او نیز معلوم گردد (ما کشف به عن حاله).
تلازم بداء در ظهور امام زمان٧ با جهل
نعمانی روایتی به این مضمون از ابو حمزۀ ثمالی نقل کرده است:
شنیدم امام باقر٧ میگوید: ای ثابت، خداوند این امر را در سال هفتاد وقتگذاری
[١]. معجم رجال الحدیث، ج٧، ص١١٨، ش ٤٤١٩ (داوود بن قاسم = ابو هاشم جعفری).
[٢]. همان، ج٣، ص٧٠.
[٣]. رجال النجاشی، ص٥٣.