علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٨ - آموزۀ بداء و علم الهیرضا برنجکار
و در مجموع، احتمال فوق بسیار ضعیف است.
این احتمال نیز وجود دارد که افراد مخالف، برای این که عقیده بداء را تحریف کنند و به شیعه و عقاید آنها ضربه بزنند، حدیث را تحریف کردهاند و کلمۀ «إبنی» را به روایت اضافه کرده باشند.
بررسی محتوایی روایت
اگر فرض کنیم این روایت وجود داشته باشد، مفهوم روایت این نیست که قرار بود اسماعیل امام شود؛ زیرا تعداد امامان و اسامی آنها منصوص است و رسول خدا٦ در روایتهایی آن را بیان کرده بودند، بلکه معنای آن، همان است که در روایتی از امام صادق٧ آمده است:
خداوند متعال دو بار قتل را بر پسرم اسماعیل نوشت و من از خداوند درخواست کردم و خداوند از آن گذشت کرد پس برای خداوند بدائی رخ نداد مانند آنچه در اسماعیل برای او رخ داد.
سیّد مرتضی در این باره میگوید:
خداوند امامت را با بداء وصف نکرده است و فقهای امامیه بر این عقیده اجماع دارند و روایت از معصوم٧ است که فرمودند: «در هر چه برای خداوند بداء رخ دهد، در انتقال پیامبری از پیامبریاش و امامی از امامتش و مؤمنی که خداوند از او پیمان بر ایمان گرفته از ایمانش، بداء رخ نمیدهد».[١]
شیخ مفید در تفسیر روایت مذکور میگوید:
منظور روایت، این بوده که بر اسماعیل از قتل میترسیدند و خداوند این ترس را به واسطه دعای امام صادق٧ برطرف نمود.[٢]
ممکن است اهمیّت وفات اسماعیل در زمان حیات امام صادق٧ به این دلیل باشد که باعث جلوگیری از انحراف شیعه در بحث امامت شد؛ زیرا ممکن بود برخی گمان کنند که اسماعیل امام میشود، ولی با وفات ایشان در زمان حیات پدرشان از تفرقه و انحراف شیعه جلوگیری میشد.
تلازم بداء در امامت سیّد محمد با جهل
از جمله روایاتی که مورد اشکال مخالفان بداء قرار گرفته است، روایتی است که در الکافی از امام هادی٧ نقل شده است:
ابوهاشم جعفری میگوید: نزد امام هادی٧ بودم. بعد از وفات پسرش أبوجعفر
[١]. مجمع الرجال، ص٨٤.
[٢]. التوحید، ص٣٣٦، ح١١.