علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٩ - آموزۀ بداء و علم الهیرضا برنجکار
(سید محمد) و با خود فکر میکردم و میخواستم که بگویم: انگار که این دو، یعنی أبو جعفر (سید محمد) و ابو محمد (امام حسن عسکری٧) در این زمان مانند _ ابوالحسن موسی (امام کاظم٧) و اسماعیل، دو پسر امام صادق٧ هستند و ماجرای این دو، مانند ماجرای آن دو است؛ زیرا که أبو محمد بعد از أبو جعفر مورد امید بود. پس امام هادی٧ به سوی من آمدند و قبل از آن که سخن بگویم، فرمودند: بله ای ابو هاشم، برای خداوند در مورد ابو محمد بعد از أبو جعفر بداء رخ داد در آنچه که برای او شناخته شده نبود، همان طور که در بارۀ موسی بعد از وفات اسماعیل برای خداوند بداء رخ داد در آنچه که به واسطه آن از حال او آشکار گشت و این مسأله همان طور است که فکر میکردی، حتی اگر برای اهل باطل ناپسند آید، و پسرم ابو محمد خلیفه بعد از من است، نزد او علمی است که به او احتیاج دارد و ابزار امامت همراه اوست[١].
چنین شبهه کردهاند که شیعه ادّعا میکند خداوند، امامت را برای ابو جعفر قرار داده بود، اما وقتی او وفات کرد، برای خداوند بداء حاصل شد که ابو محمد امام شود. و این نسبت جهل به خدای علیم خبیر است.[٢]
پاسخ
بررسی سندی روایت
راوی این حدیث، ابو هاشم جعفری است. مرحوم آیة الله خویی; این شخص را
به نقل از نجاشی و شیخ، فردی ثقه، جلیل القدر و عظیم المنزلة نزد ائمه: معرفی
کرده است.[٣]
راوی بعدی، إسحاق بن محمد یا همان اسحاق بن محمد النخعی است و یکی از راویهای او علی بن محمد است که در الکافی، جلد١، کتاب الحجة، باب الاشارة و النص علی ابی محمد٧، حدیث٩ إلی١١، از این شخص نقل شده است.[٤]
نجاشی در بارۀ إسحاق بن محمد میگوید: «و هو معدن التخلیط».[٥]
ابن غضایری در بارۀ این شخص میگوید:
فاسد المذهب، کذّاب فی الروایة، وضّاع للحدیث، لا یلتفت الی ما رواه و لا یرتفع بحدیثه، و للعیاشی معه خبر_ فی وضعه للحدیث _ مشهور؛[٦]
او فاسد المذهب، بسیار دروغگو در روایت، وضع کننده حدیث بوده و به آنچه
[١]. همان، ح١٠.
[٢]. «و فی الحدیث علی الوجهین جمیعاً عندی نظر، الّا أنی أوردته لمعنی لفظ البداء و الله الموفق للصواب» :همان.
[٣]. الفصول المختارة من العیون و المحاسن (سلسلة مؤلفات الشیخ المفید)، ج٢، ص٣٠٩.
[٤]. المسائل العکبریّه (سلسلة مؤلفات الشیخ المفید)، ج٦، ص١٠٠؛ و نیز ر.ک : الصراط المستقیم إلی مستحقی التقدیم، ج٢، ص٢٧٣؛ مع الدکتور موسی الموسوی فی کتابه الشیعه و التصحیح، ص٣٤٩.
[٥]. اصول الکافی، ج١، ص٣٢٧، ح ١٠.
[٦]. «یدّعون انّ الله کان یرید الامامة لأبی جعفر ثمّ لمّا مات قبل از یصبح اماماً حینئذ بدا لله العلی القدیر أن یکون الامام أبو محمد ففعل... أنّه ینتج من أکاذیبهم هذه نسبة الجهل الی الله العلیم الخبیر»(بطلان عقاید الشیعه، ص٢٤؛ و نیز ر.ک: بذل المجهود فی اثبات مشابهه الرافضهللیهود، ج١، ص٣٢٧؛ کتب المدعو الصارم المسلول، برنامه معجم عقائدی، نسخه اول، ص٢).