علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٢ - ملاک ارزیابی کارگزاران در نهج البلاغه
است. شق دیگر آن، مان است که آن را به معنای خوی و منش میگیرد و برای صحت گفتار خود آن را با هومان، بهمن یا دشمن مقایسه میکند و روی هم رفته دو معنا را (پهلوان و پیروزمند در هماوردها و کارگزار، کاربند و کارمند) پیشنهاد میکند که معنای نخست آن هنوز کاربرد دارد. او در ادامه بیان میکند که کارمان به کَهُرمان دیگرگون شده و به دلیل آن که میان این دو واژه، یعنی کَهُر و مان درنگ آوایی پدید میآید به کَهرَمان تغییر یافته است.[١]
اما مکنزی، یکی از دانشمندان مشهور پهلویدان، در باره ریشه این واژه میگوید که قهرمان، معرّب kār-framān است. به نظر او، لفظ اخیر به معنای مباشر، پیشکار و موکّل دخل و خرج است؛ یعنی کسی که از طرف دیگری، کار را بر عهده میگیرد؛ نمونه این معنا در فصل ٣٠ بند ٢٨ گزیدههای زادسپرم آمده است:
“Homānāg ast zōr ī āhanjāg, Kē xwariŠnān xwariŠnān andar ō Kumīg ud xwēŠīg kadag āhanjēd, ciyōn kār- framān kē abāz, gōŠt, xwariŠnān xrīnēd, be ōxānag frēstēd.”
«زور آهنجا که خوردنیها و آشامیدنیها را به شکم و جای خود کشد، به کارفرمان
(= کارفرما) همانند است که ابزار (= ادویه) گوشت، خوردنیها را بخرد [و] به خانه بفرستد».[٢]
همچنین (kār-farmudan) در زندیسن ١١، بند ٢٠ و زند ویسپرد ١٢، بند ٥ و نیز دادستان دینیک، فصل ٤٠، بند ٥ به معنای به کار بستن و استعمال کردن و اجرای کاری به فرمان دیگری است.
اما متنی که مکنزی به آن ارجاع داده و میتوان معنای قهرمان و جنگجویی این واژه را از آن برداشت کرد، فقره ٩٣ از کتاب یادگار زریران است؛ جایی که کی گشتاسب، اداره سپاه را پس از مرگ زریر به نواش بستور میسپرد:
"Ud nūn …spāhī ērān kār-umtō framāy ī nāmxrāst ī bawēh yat-ō rōz jāwēd"
«و اکنون تو برای من، کار سپاه ایران را بفرمایی نام آور باشی تا به روز جاوید».
در باره توجیه آوایی کلمه مورد نظر باید گفت که kār_ framān بر اثر یک حذف به قرینه (haplalogy) و تبدیل «f» به «h» به «کهرمان» تبدیل و سپس معرب شده و به قهرمان تبدیل یافته است. البته تبدیل «f» به «h» با آن که نظایری مثل تبدیل «kōf» به «کوه» و «kulāf» به «کلاه» دارد، تحول آوایی عامی در زبان فارسی نیست.[٣]
[١]. همان.
[٢]. همان.
[٣]. النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج٤، ص١٢٩.