علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠١ - ملاک ارزیابی کارگزاران در نهج البلاغه
٣. بررسی واژه قهرمانه در زبان فارسی
١) پیشینه زبان فارسی
زبان فارسی یکی از شاخههای زبان هند و ایرانی است که آن هم برگرفته از زبانهای هند و اروپایی است که گستره بسیار زیادی را از جهان امروز فرا گرفته است. تاریخ تدوین زبان فارسی از سه دوره باستانی، میانه و جدید تشکیل یافته است. دوره باستان که از اوایل هزاره اول پیش از میلاد مسیح که آریاییها شروع به ورود به نجد ایران کردند تا ٣٣١ پیش از میلاد، سال سقوط هخامنشیان، ادامه مییابد. این زبانها شامل زبان اوستایی، زبان مادی، زبان سکایی، زبان فارسی باستان است.[١]
دوره میانه به طور کلی از سقوط هخامنشیان، یعنی سال ٣٣١ پیش از میلاد مسیح آغاز میشود و به سال ٨٦٧ م، برابر با سال ٢٥٤ق، سالی که یعقوب لیث صفاری، زبان فارسی دری را زبان رسمی ایران کرد، پایان میپذیرد. زبانهای دوره میانه به دو گروه تقسیم میشوند:
الف) گروه ایرانی میانه غربی؛ شامل فارسی میانه و پهلوی اشکانی،
ب) گروه ایرانی میانه شرقی؛ شامل بلخی، سکایی، سغدی و خوارزمی.[٢]
فارسی جدید نیز به طور کلی از سده سوم هجری شروع میشود و تاکنون ادامه دارد. در این دوره همه زبانهایی که در دوره میانه رایج بودند، جز زبان فارسی، از رواج افتادند.[٣] غرض از ذکر این مطالب، پیشزمینهای بود برای ورود به بحث ریشهشناسی واژه قهرمان که با استناد به متون فارسی میانه آغاز میشود.
٢) ریشهشناسی واژه قهرمان
در باره ریشه این واژه، زبانشناسان و ادیبان نظریاتی را بیان کردهاند. پورداوود در باره ریشه این واژه معتقد است که قهرمان از کُهرُمان (Kuhrumān) به معنای «کاراندیش» است که از مصدر Kar (به معنای کردن) و مان (mān) است. او برای قسمت دوم این واژه، کلمه (demāna) (= خانه) در گاهان را مثال میزند که در بخشهای دیگر اوستا به صورت (nemāna) (= خانه) و در فارسی میانه mān (= خانه) و در فارسی جدید معمولاً با خانه مترادف شده و همواره آن را خان و مان بیان میکنیم.[٤]
کزازی واژه قهرمان را از کَهرمان میداند که ریخت دیگر آن، کارمان است و کارمان ترکیبی ساخته شده از دو کلمه کار+ مان است. قسمت اول ترکیب، یعنی کار را به معنای کردار و عمل میگیرد که معنای کهنتر آن نبرد و آورد و جنگ
[١]. ترجمه نهجالبلاغه(آیتی)، ج٢، ص٣٠٥؛ نیز ر. ک: ترجمه نهجالبلاغه(فتح الله کاشانی)، ج٣، ص١٢٦.
[٢]. مصادر الشعر الجاهلی و قیمتها التاریخیة، ص٤٨١.
[٣]. همان، ص٤٨٤.
[٤]. همان، ص٥٩٢.