مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٣ - ١ استراتژی دعوت
گستردهای در کار بود مردم متوجه میشدند.
این آگاهی ریشهدار که پنجه در اعماق فطرت انسانها میاندازد، در آنها نوعی غیرت و تعصب دفاع از عقیده و نشاط کوشش در بسط و گسترش آن به وجود آورد که در راه آن از بذل جان و مال و مقام و فرزند کوتاهی نمیکردند. پیامبران از آنچه که در عصر ما روبنا مینامند آغاز میکردند و به زیربنا میرسیدند. در مکتب پیامبران، انسان بیش از آنکه وابسته به منافع باشد وابسته به عقیده و مسلک و ایمان است. در حقیقت در این مکتب فکر و عقیده زیربناست و کار (یعنی رابطه با طبیعت و مواهب طبیعت و یا جامعه) روبناست. هر دعوت دینی و مذهبی باید پیامبرانه باشد، یعنی باید با تذکر دائم به مبدأ و معاد توأم باشد. پیامبران با بیدار کردن این احساس و شکوفاییدن این شعور و پسزدن غبارها از روی این وجدان و دادن این آگاهی، با تکیه به «رضای حق»، فرمان حق، پاداش و کیفر حق، جامعه را به حرکت میآورند. در قرآن در سیزده مورد از «رضوان» خدا نام برده شده است؛ یعنی با دست گذاشتن روی این اهرم معنوی جامعه، اهل ایمان را به حرکت آورده است. نام این آگاهی را میتوان آگاهی خدایی یا آگاهی جهانی نهاد.
در درجه دوم، در تعلیمات اسلامی آگاهیهای انسانی دیده میشود، یعنی توجه دادن انسان به کرامت ذات و شرافت ذات خودش، توجه دادن به عزت و بزرگواری ذاتی خودش. انسان در این مکتب نه آن حیوانی است که دلیل وجودش این است که در طول صدها میلیون سال که در آغاز همدوش و همپایه سایر جانوران بوده، در صحنه تنازع بقا آنقدر خیانت کرده تا امروز به این پایه رسیده، بلکه موجودی است که در آن پرتوی از روح الهی است، فرشتگان به او سجده بردهاند، او را از کنگره عرش صفیر میزنند. در پیکر این موجود، علیرغم تمایلات حیوانی به شهوت و شر و فساد، جوهر پاکی است که بالذات با بدی، خونریزی، دروغ، فساد، زبونی، پستی، حقارت و تحمل زور و ظلم ناسازگار است؛ مظهر عزت کبریایی است: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ [١].
آنجا که پیغمبر اکرم میفرماید: شَرَفُ الْمَرْءِ قِیامُهُ بِاللَّیلِ، وَ عِزُّهُ اسْتِغْناؤُهُ عَنِ
[١]. عزت، خاص خدا و پیامبرش و مؤمنان است (منافقون/ ٨).