مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١ - ج نظریه رئالیستی
و با همه نسبت متساوی دارد، نه امتیاز خاصی است برای ما و نه امتیاز خاصی برای شما؛ و آن اینکه خدای یگانه را بپرستیم و جز او هیچ چیز را نپرستیم.
تا اینجا آیه کریمه به یگانگی بخشیدن به انسانها از راه ایمان واحد و جهت و قبله واحد و ایدهآل واحد و به آزادی معنوی رسیدن میپردازد؛ آنگاه میفرماید:
وَ لا یتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ [١].
بعضی از ما انسانها بعضی دیگر را «ربِّ» خود- و حال آنکه ربّ همه خداست- قرار ندهیم، به ارباب و بنده تجزیه نشویم. بیایید آنگونه رابطههای اجتماعی غلط را که منجر به اینگونه تبعیضها میشود قطع کنیم.
پس از آشفتگی خلافت اسلامی در زمان عثمان و برقراری نظام طبقاتی جاهلی و شورش مردم و کشته شدن عثمان، مردم برای بیعت به علی علیه السلام هجوم آوردند. علی ناگزیر پذیرفت. اگرچه شخصاً از قبول خلافت کراهت داشت، اما مسئولیت شرعی او را وادار به پذیرش کرد. علی علیه السلام کراهت شخصی و مسئولیت شرعی خود را این طور بیان میکند:
لَوْلا حُضورُ الْحاضِرِ وَ قِیامُ الْحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِرِ وَ ما اخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَماءِ انْ لایقارّوا عَلی کظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلومٍ لَالْقَیتُ حَبْلَها عَلی غارِبِها وَ لَسَقَیتُ اخِرَها بِکأْسِ اوَّلِها [٢].
اگر گرد آمدن مردم نبود، و اگر نبود که با اعلام نصرت مردم، بر من اتمام حجت شد، و اگر نبود که خداوند از دانایان پیمان گرفته که آنجا که مردم به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی پرخور که از بس خوردهاند «ترش» کردهاند و گروهی گرسنه و محروم؛ اگر اینها نبود من افسار مرکب خلافت را روی شانهاش میانداختم و رهایش میکردم و کاری به کارش نداشتم.
[١]. آلعمران/ ٦٤.[٢]. نهجالبلاغه، خطبه شقشقیه (خطبه ٤).