مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢ - ج نظریه رئالیستی
همه میدانیم که علی پس از عهدهدار شدن مسئولیت، دو کار را وجهه همت و در رأس برنامه خود قرار داد: یکی پند و اندرز و اصلاح روحیه و اخلاق مردم و بیان معارف الهی که نمونهاش نهجالبلاغه است، و دیگر مبارزه با تبعیضات اجتماعی.
علی تنها به اصلاح درون و آزادسازی معنوی قناعت نکرد، همچنان که تنها اصلاحات اجتماعی را کافی ندانست؛ در دو جبهه دست به اصلاح زد. آری این است برنامه اسلام.
این بود که اسلام در دستی منطق و دعوت و برنامه تعلیم و تربیت در راه یگانگی فردی و اجتماعی انسانها در جهت خداپرستی داشت و در دستی دیگر تیغ برای قطع روابط نامتعادل انسانی و درهم ریختن طبقات اجتماعی و درهم شکستن طاغوتها.
جامعه بیطبقه اسلامی یعنی جامعه بیتبعیض، جامعه بیمحروم، جامعه بیطاغوت، جامعه عادله، جامعه بیظلم، نه جامعه بیتفاوت که خود نوعی ظلم و بیعدالتی است. فرق است میان تبعیض و تفاوت، همچنان که در نظام تکوینی جهان تفاوت هست- و این تفاوتهاست که به جهانْ زیبایی، تنوع، پیشروی و تکامل بخشیده است- اما تبعیض نیست. مدینه فاضله اسلامی مدینه ضدّ تبعیض است نه ضدّ تفاوت. جامعه اسلامی جامعه تساویها و برابریها و برادریهاست، اما نه تساوی منفی، بلکه تساوی مثبت. تساوی منفی یعنی به حساب نیاوردن امتیازات طبیعی افراد و سلب امتیازات اکتسابی آنها برای برقراری برابری؛ تساوی مثبت یعنی ایجاد امکانات مساوی برای عموم و تعلق مکتسبات هر فرد به خودش و سلب امتیازات موهوم و ظالمانه.
تساوی منفی از قبیل تساویای است که در داستانها آوردهاند که جباری در کوهستانی زندگی میکرد و از عابرانی که از آنجا میگذشتند به عنوان مهمان پذیرایی مینمود. هنگام خواب، مهمان باید روی تختخواب معینی بخوابد. غلامان میزبان، مهمان را روی تختخواب میخوابانیدند. اگر اتفاقاً اندام مهمان از تخت نه کوتاهتر بود و نه بلندتر، اجازه داده میشد که بخوابد، اما وای به حال مهمان نگونبخت اگر اندامش با تخت مساوی نبود. اگر اندامش بلندتر بود، از طرف پا یا سر با ارّه مساوی میکردند و اگر کوتاهتر بود، آنقدر از دو طرف میکشیدند تا برابر شود و به هر حال پایان کارش معلوم بود.