مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨ - معجزه ختمیه
جهان وی مملوّ از ارواح و اسرار شگفتانگیز است ... روح یک انسان باستانی، تنها هنگامی متأثر میشود که نگاهش در برابر امری به «اعجاب» آید و آن را مرموز و سحرانگیز و مبهم بیند. از اینجاست که میبینیم نه تنها پیغمبران بلکه پادشاهان و زورمندان و حکیمان هر قومی برای توجیه خویش به امور خارقالعاده متوسل میشدهاند، و در این میان پیغمبران که مبنای رسالتشان بر «غیب» نهاده شده است، بیش از دیگران میبایست به «معجزه» دست بزنند؛ چه، در ایمان مردم روزگارشان «اعجاز» بیش از منطق و علم و حقیقت محسوس و مسلّمِ عینی کارگر بوده است. اما داستان محمّد از این قاعده مستثنی است. وی در جامعهای که تنها در بزرگترین شهر تجارتی و باز و پیشرفتهاش هفت «خط نویس» بیش نبوده است و جز به «فخر و شمشیر و کالا و شتر و پسر» نمیاندیشیده است، «معجزه» خویش را «کتاب» اعلام میکند و این خود یک معجزه است. کتاب! در کشوری که تاریخ، یک نسخه کتاب در آن سراغ ندارد! خدایش به «مرکب»، «قلم» و «نوشته» سوگند میخورد در میان مردمی که قلم را ابزار کار چند مرد زبون و عاجز و بیافتخار میدانند، و این خود یک «معجزه» است ... کتاب تنها معجزهای است که همواره میتوان دید، هر روز آن را معجزهآساتر میتوان یافت و تنها معجزهای است که برخلاف دیگر معجزات، هرکه خردمندتر و دانشمندتر است و هر جامعهای که پیشرفتهتر و متمدنتر است، اعجاز آن را درستتر و عمیقتر خواهد یافت؛ تنها معجزهای است که اعتقاد بدان تنها به معتقدان امور غیبی منحصر نیست و اعجاز آن را هر اندیشمندی معترف است؛ تنها معجزهای است که نه برای عوام بلکه برای روشنفکران است ...؛ تنها معجزهای است که برخلاف دیگر معجزات، تنها برای تحریک حس اعجاب و اعجاز بینندگانش نیست، مقدمهای و وسیلهای برای پذیرش یک رسالت نیست، برای تعلیم و تربیت گروندگان وی است، خودْ هدفِ پذیرش است، خودْ رسالت است. و بالاخره معجزه محمّد از مقوله امور «غیربشری» نیست گرچه یک عمل غیربشری است، و از این رو برخلاف معجزات پیشین که تنها عاملی برای«باور» مردم به کار میرفت (آنهم مردم معدودی که آن را میدیدند) و جز