مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧ - مشخّصات اسلام
پس چرا ایدئولوژیها مختلف و متفاوت است؟ چون جهانبینیها مختلف است. ایدئولوژی تابعی است از جهانبینی.
از طرف دیگر، جهانبینی که میتوان آن را جهانشناسی نیز تعبیر کرد، چرا مختلف است؟ چرا یک مکتب، جهان را اینچنین میبیند و دیگری آنچنان؟ یکی اینچنین میشناسد و دیگری آنچنان؟
پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست. برخی تا به اینجا میرسند فوراً پای پایگاه اجتماعی و وضع طبقاتی را به میان میکشند؛ مدعی هستند موضع طبقاتی و پایگاه طبقاتی به هرکس دید خاص میدهد و عینک خاص برای دیدن جهان به چشمش میزند؛ رابطه انسان با جامعهاش، یا آنچه در جامعه تولید و توزیع میشود، یا چگونگی تولید و توزیع و در نتیجه برخورداری یا محرومیت خودش، عکسالعمل ویژه در روان و اعصاب او ایجاد میکند و به وضع درونی او شکل خاص میدهد و شکل خاص وضع درونی و ذهنی او اندیشه و ارزیابی و قضاوت او را درباره اشیاء تحت تأثیر قرار میدهد. به قول مولوی:
چون تو برگردی و برگردد سرت | خانه را گردنده بیند منظرت | |
ور تو در کشتی روی بر یم روان | ساحل یم را چو خود بینی دوان | |
گر تو باشی تنگدل از ملحمه | تنگ بینی جوّ دنیا را همه | |
ور تو خوش باشی به کام دوستان | این جهان بنمایدت چون بوستان | |
چون تو جزو عالمی پس ای مهین | کلّ آن را همچو خود بینی یقین | |
هرکه را افعال دام و دد بود | بر کریمانش گمان بد بود | |