مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - هدف نبوّتها و بعثتها
حرکت خداجویانه انسان امکانپذیر نیست، پیامبران به اقامه عدل و قسط و نفی ظلم و تبعیض پرداختهاند. علیهذا ارزشهای اجتماعی از قبیل عدل، آزادی، مساوات، دموکراسی و همچنین اخلاق اجتماعی از قبیل جود، عفو، محبت و احسان ارزش ذاتی ندارند و بالذات کمالی برای بشر محسوب نمیشوند؛ همه ارزششان ارزش مقدّمی و وسیلهای است که با قطعنظر از ذیالمقدمه، بود و نبود آنها علیالسویه است؛ اینها شرایط وصول به کمالاند نه خود کمال، مقدمات فلاح و رستگاریاند نه خود فلاح و رستگاری، وسایل نجاتاند نه خود نجات.
٤. نظریه چهارم این است که همچنان که در نظریه سوم آمده است غایت انسان و کمال انسان، بلکه غایت و کمال واقعی هر موجودی، در حرکت به سوی خدا خلاصه میشود و بس. ادعای اینکه پیامبران از نظر هدف ثنوی بودهاند شرک لایغفر است، همچنان که ادعای اینکه هدف نهایی پیامبران فلاح دنیوی است و فلاح دنیوی جز برخورداری از مواهب طبیعت و زندگی در سایه عدل و آزادی و برابری و برادری نیست، مادهپرستی است؛ ولی برخلاف نظریه سوم ارزشهای اجتماعی و اخلاقی با اینکه مقدمه و وسیله وصول به ارزش اصیل و یگانه انسان یعنی خداشناسی و خداپرستی هستند، فاقد ارزش ذاتی نیستند.
توضیح اینکه رابطه مقدمه و ذیالمقدمه دوگونه است: در یک گونه تنها ارزش مقدمه این است که به ذیالمقدمه میرساند؛ پس از رسیدن به ذیالمقدمه، وجود و عدمش علیالسویه است. مثلًا انسان میخواهد از نهر آبی بگذرد، سنگ بزرگی را در وسط نهر وسیله پریدن قرار میدهد. بدیهی است که پس از عبور از نهر، وجود و عدم آن سنگ برای انسان علیالسویه است. همچنین است نردبان برای عبور به پشتبام و کارنامه کلاس برای نامنویسی در کلاس بالاتر.
گونه دیگر این است که مقدمه در عین اینکه وسیله عبور به ذیالمقدمه است و در عین اینکه ارزش اصیل و یگانه از آنِ ذیالمقدمه است، پس از وصول به ذیالمقدمه وجود و عدمش علیالسویه نیست؛ پس از وصول به ذیالمقدمه، وجودش همان طور ضروری است که قبل از وصول. مثلًا معلومات کلاسهای اول و دوم مقدمه است برای معلومات کلاسهای بالاتر، اما چنین نیست که با رسیدن به کلاسهای بالاتر نیازی به آن معلومات نباشد، اگر فرضاً همه آنها فراموش شود و کأنلمیکن گردد زیانی به جایی نرسد و دانشآموز بتواند کلاس بالاتر را ادامه دهد،