مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٤ - آینده جامعه ها
ادبیات، هنر، مذهب، اخلاق، مجموعه عناصری هستند که در توالی تاریخ مشترک یک گروه انسانی به گونهای «شکل» میگیرند و «ترکیب» مییابند که ماهیت وجودی این گروه را در برابر گروههای دیگر انسانی تشخص میبخشند و از این ترکیب، «روحی» آفریده میشود که افراد یک جمع را به صورت اعضای «یک پیکر» ارتباط ارگانیک و حیاتی میدهد و همین «روح» است که به این پیکر نه تنها وجودی مستقل و مشخص بلکه نوعی «زندگی» میبخشد که در طول تاریخ و در قبال دیگر پیکرهای فرهنگی و معنوی بدان شناخته میشود؛ چه، این «روح» در رفتار جمعی، روال اندیشه، عادات جمعی، عکسالعملها و تأثرات انسانی در برابر طبیعت و حیات و رویدادها، احساسات و تمایلات و آرمانها و عقاید و حتی در کلیه آفرینشهای علمی و فنی و هنری وی و به طور کلی در تمام جلوههای مادی و روحی زندگی انسانی او محسوس و ممتاز است.
میگویند: مذهب نوعی ایدئولوژی است، عقیده است و عواطف و اعمال خاص که این عقیده ایجاب میکند؛ اما ملیت «شخصیت» است و خصائص ممتازی که روح مشترک افرادی از انسانهای همسرنوشت را ایجاد مینماید؛ بنابراین رابطه میان ملیت و مذهب رابطه میان شخصیت و عقیده است.
میگویند: مخالفت اسلام را با تبعیضات نژادی و برتریجوییهای قومی به معنی مخالفت اسلام با وجود ملیتهای گوناگون در جامعه بشری نباید گرفت. اعلام اصل تسویه در اسلام به معنی نفی ملیتها نیست، برعکس، به این معنی است که اسلام به اصل وجود ملیتها به عنوان واقعیتهای مسلّم و انکارناپذیر طبیعی معترف است. آیه «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکمْ مِنْ ذَکرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکمْ» [١] که به آن بر انکار و نفی و الغاء ملیتها از نظر اسلام استدلال میشود، درست برعکس، اثباتکننده و تأییدکننده ملیتهاست؛ زیرا آیه، اول تقسیمبندی بشریت را از نظر جنسیت (ذکوریت و انوثیت) که یک تقسیمبندی طبیعی است طرح میکند و سپس بیدرنگ گروهبندی بشری را از نظر شعوب و قبایل طرح میکند و این میرساند که گروهبندی مردم به شعوب و قبایل امری طبیعی و الهی
[١]. حجرات/ ١٣.