مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢١ - نتایج
روشنفکری را وارد خودآگاهی طبقه استثمارشده میکنند باید خود همدرد و همزنجیر آن طبقه باشند تا به چنین خودآگاهی رسیده باشند. همانطوری که محال است وضع روبنایی یک جامعه از لحاظ دوره تاریخی بر زیربنای خود پیشی گیرد و همانطور که محال است یک طبقه از نظر وجدان اجتماعی بر موضع اجتماعی خود پیشی گیرد، محال است که یک فرد به عنوان «رهبر» بر طبقه خود پیشی گیرد و خواستههایی بیش از خواستههای طبقه خود را منعکس سازد. از این رو محال است که از میان طبقات استثمارگر جامعه فردی ولو استثنایی علیه طبقه خود و به سود طبقه استثمارشده قیام نماید.
در کتاب تجدیدنظرطلبی از مارکس تا مائو میگوید:
نوآوری دیگر (کتاب) ایدئولوژی آلمانی تحلیل آگاهی طبقاتی است.
مارکس در اینجا برخلاف آثار پیشین خود [١] آگاهی طبقاتی را محصول خود طبقه میداند نه اینکه از بیرون به آن وارد شده باشد. آگاهی حقیقی جز یک ایدئولوژی نیست، زیرا باید به منافع طبقه یک شکل عمومی بدهد. لکن این امر مانع آن نیست که این آگاهی بر بنیاد آگاهی خودانگیخته طبقه از منافع آن استوار باشد. به هرحال، طبقه جز با فراهم ساختن آگاهی طبقاتی ویژه خود به پختگی دست نخواهد یافت.
این امر به نظر مارکس تقسیمی را میان کار فکری (کار ایدئولوژیک، رهبری) و کار مادی در درون طبقه ایجاب میکند. بعضی افراد، اندیشهمندان این طبقه میشوند در حالی که دیگران وضع انفعالیتر و پذیرندهتر در برابر این اندیشهها و این اوهام به خود میگیرند [٢].
ایضاً در آن کتاب ضمن تحلیل نظریه مارکس در بیانیه و در فقر فلسفه میگوید:
بدینسان، به دست آوردن آگاهی طبقاتی و شکل گرفتن به صورت یک
[١]. رجوع شود به صفحه ٣٠٨ و ٣٠٩ آن کتاب. در آنجا از مارکس و انگلس درباره مذهب، خلاف ایننظریه را نقل کرده است.[٢]. تجدیدنظرطلبی از مارکس تا مائو، ص ٣١٤.