مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٥ - بیان طرفداران نظریه مادیت تاریخ از نظر اسلام
منافقان و فاسقان همان ملأ و مستکبران و مسرفان و مترفان و طاغوتها هستند نه گروهی دیگر و نه گروهی مرکب از اینها و از افراد دیگر؛ مؤمنان، موحدان، صالحان و مجاهدان [نیز] همان مستضعفان، فقرا، مساکین، بردگان، مظلومان و محروماناند نه گروهی دیگر و یا گروهی مرکب از اینها و از افراد دیگر. پس مجموعاً جامعه دو قطب بیشتر ندارد: قطب برخوردار و ستمگر و استثمارگر که جمع کافران را تشکیل میدهند، و گروه مستضعفان که جمع مؤمنان را تشکیل میدهند، و این به روشنی میرساند که تقسیم جامعه به استضعافگر و استضعافشده است که دو گروه کافر و مؤمن را به وجود آورده است. استضعافگری خاستگاه شرک و کفر و نفاق و فسق و فساد است و استضعافشدگی خاستگاه ایمان، توحید، صلاح، اصلاح و تقواست.
«برای اینکه این تطابق روشن شود کافی است آیات سوره اعراف را از آیه پنجاه و نهم که با جمله «لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِهِ» آغاز میشود تا آیه یکصد و سی و هفتم که با جمله «وَ دَمَّرْنا ما کانَ یصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما کانُوا یعْرِشُونَ» پایان مییابد و مجموعاً چهل آیه است مورد مطالعه قرار دهیم. در این چهل آیه داستانهای نوح، هود، صالح، لوط، شعیب و موسی به طور مختصر طرح شده و در همه این داستانها (به استثنای داستان لوط) مشاهده میشود که طبقهای که به پیامبران گرویدهاند مستضعفاناند و طبقهای که به مخالفت برخاسته و کفر ورزیدهاند ملأ و مستکبراناند [١]. این تطابق هیچ دلیل و توجیهی ندارد جز وجدان طبقاتی که لازمه مادیت تاریخی است و هم مستلزم آن است. پس در حقیقت از نظر قرآن جبههگیری ایمان و کفر در برابر یکدیگر، انعکاسی از جبههگیری استضعافشدگی و استضعافگری در برابر یکدیگر است.
«قرآن تصریح میکند که «داشتن»، یعنی دارایی و مالکیت که قرآن از آن به «غنا» تعبیر میکند، مایه طغیان و سرکشی است، یعنی مایه ضد تواضع و فروتنی و سلم است که پیامبران بدان میخوانند:
[١]. ایضاً رجوع شود به سوره کهف آیه ٢٨ راجع به گروندگان به رسول اکرم، و سوره هود آیه ٢٧ وشعراء آیه ١١١ راجع به گروندگان به نوح، و یونس آیه ٨٣ راجع به گروندگان به موسی، و اعراف آیه ٨٨- ٩٠ راجع به گروندگان به شعیب، و اعراف آیه ٧٥ و ٧٦ راجع به گروندگان به صالح. برای پرهیز از اطاله سخن فقط به همین اشاره به آیات قناعت میکنیم.