مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣ - رابطه علم و ایمان
بشریت امروز به سه چیز نیازمند است: تعبیری روحانی از جهان، آزادی روحانی فرد، و اصولی اساسی و دارای تأثیر جهانی که تکامل اجتماع بشری را بر مبنای روحانی توجیه کند. شک نیست که اروپای جدید، دستگاههای اندیشهای و مثالی در این رشتهها تأسیس کرده است، ولی تجربه نشان میدهد که حقیقتی که از راه عقل محض به دست آید نمیتواند آن حرارت اعتقاد زندهای را داشته باشد که تنها با الهام شخصی حاصل میشود. به همین دلیل است که عقل محض چندان تأثیری در نوع بشر نکرده، در صورتی که دین، پیوسته مایه ارتقای افراد و تغییر شکل جوامع بشری بوده. مثالیگری اروپا هرگز به صورت عامل زندهای در حیات آن نیامده و نتیجه آن «من» سرگردانی است که در میان دموکراسیهای ناسازگار با یکدیگر به جستجوی خود میپردازد که کار آنها منحصراً بهرهکشی از درویشان به سود توانگران است. سخن مرا باور کنید که اروپای امروز بزرگترین مانع در راه پیشرفت اخلاق بشریت است. از طرف دیگر، مسلمانان مالک اندیشهها و کمال مطلوبهایی مطلق مبنی بر وحیی میباشند که چون از درونیترین ژرفای زندگی بیان میشود، به ظاهری بودن آن رنگ باطنی میدهد. برای فرد مسلمان شالوده روحانی زندگی امری اعتقادی است و برای دفاع از این اعتقاد به آسانی جان خود را فدا میکند [١].
ویل دورانت، نویسنده معروف تاریخ تمدن، با اینکه غیرمذهبی است میگوید:
اختلاف دنیای قدیم با دنیای ماشینی جدید فقط در وسایل است نه در مقاصد ... چه خواهید گفت اگر همه پیشرفتهای ما تنها اصلاح روشها و وسایل باشد نه بهبود غایات و مقاصد [٢]؟
[١]. احیای فکر دینی در اسلام، ترجمه احمد آرام، ص ٢٠٣.[٢]. لذات فلسفه، ص ٢٩٢.