مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٧ - ٣ نقض تطابق جبری زیربنا و روبنا
روبنا وجود داشته باشد تا آنجا که با شناخت روبنا میتوان زیربنا را شناخت (به نحو برهان به اصطلاح «انّی» که شناخت نیمهکامل است) و با شناخت زیربنا روبنا را میتوان شناخت (به نحو برهان به اصطلاح «لِمّی» که شناخت کامل است) و هرگاه زیربنا دگرگون شود و تطابق زیربنا و روبنا بهم بخورد، جبراً تعادل اجتماعی بهم میخورد و بحران آغاز میگردد و روبنا خواه ناخواه با سرعتی کم و بیش ویران میگردد و تا زیربنا به حال اول باقی است روبنا نیز جبراً ثابت و باقی است.
رویدادهای تاریخی معاصر عملًا خلاف این را ثابت کرده است. مارکس و انگلس به دنبال یک سلسله بحرانهای اقتصادی از سال ١٨٢٧ تا ١٨٤٧ که یک سلسله انقلابهای سیاسی و اجتماعی همراه داشت، بر آن شدند که انقلابهای اجتماعی نتایج ضروری و لاینفک بحرانهای اقتصادی است. ولی به قول نویسنده تجدیدنظرطلبی از مارکس تا مائو:
شوخی تاریخ را بنگرید که از ١٨٤٨ تاکنون در کشورهای صنعتی هیچ بحران اقتصادی را نمییابیم که با انقلاب همراه باشد. همان [طور] در زمان مارکس و پیش از مرگ او چهار بار نیروی مولّد علیه روابط تولیدی طغیان میکند بیآنکه هیچ انقلابی از آن حاصل شود ... بعدها بعضی اقتصاددانان مانند «ج. شومپتر» تا بدانجا رفتند که این بحرانها را «ویرانی آفریننده» نامیدند و آنها را دریچه اطمینانی برای بازگرداندن تعادل و رشد اقتصادی شمردند [١].
کشورهایی نظیر انگلستان، آلمان، فرانسه و آمریکا به پیشرفتهای عظیم صنعتی نائل شدهاند و سرمایهداری را به اوج خود رساندند و برخلاف پیشبینی مارکس که این کشورها را نخستین کشورهایی میدانست که در آنها انقلاب کارگری بپا خواهد شد و به کشورهای سوسیالیستی تبدیل میشوند، از نظر نظام سیاسی، حقوقی، مذهبی و آنچه روبنایی نامیده میشود تغییری نکردهاند. کودکی که مارکس انتظار تولدش را داشت نُه ماه را تمام کرد، از نُه سال هم گذشت و به نود سال رسید و متولد نشد و دیگر امیدی هم به تولدش نیست.
البته این رژیمها دیر یا زود سرنگون خواهد شد، ولی انقلابی که در این کشورها انتظار میرود قطعاً انقلاب کارگری نخواهد بود و تئوری مارکسیستی تاریخ تحقق نخواهد یافت، همچنان که کشورهای به اصطلاح سوسیالیست امروز و رژیمهای حاکم بر آنها نیز واژگون خواهد شد و به این حال باقی نخواهد ماند، اما رژیم آینده قطعاً رژیم سرمایهداری نخواهد بود.
متقابلًا کشورهایی در اروپای شرقی، آسیا و آمریکای جنوبی به سوسیالیسم رسیدند که هنوز موقع زادن آنها نرسیده است. امروز کشورهایی میبینیم که از نظر زیربنا همسان و مشابه یکدیگرند اما از نظر روبنا با یکدیگر مختلفاند. دو
[١]. تجدیدنظرطلبی از مارکس تا مائو، ص ٢٣٣.