مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٣ - تاریخ چیست؟
بشری طی کردهاند [١].
هر نوع از انواع موجودات زنده را در نظر بگیریم- از پستانداران، خزندگان، پرندگان و غیره- یک سلسله قوانین خاص دارند که مربوط به نوعیت آنهاست؛ مادامی که در محدوده آن نوع هستند آن قوانین بر آنها حکمفرماست؛ مثل قوانین مربوط به دوره جنینی یک حیوان، یا سلامت و بیماریاش، یا نحوه تغذیهاش، یا چگونگی تولید و پرورش بچهاش، یا غرائزش، یا مهاجرتش یا جفتگیریهایش.
ولی بنا بر نظریه تبدل و تکامل انواع، علاوه بر قوانین ویژه هر نوع در دایره نوعیتش، یک سلسله قوانین دیگر وجود دارد که به تبدل و تکامل انواع و انتقال نوع پستتر به نوع عالیتر مربوط میشود. این قوانین است که شکل فلسفی پیدا میکند و احیاناً فلسفه تکامل نامیده میشود نه علم زیستشناسی.
جامعه نیز به حکم اینکه یک موجود زنده است، دو گونه قوانین دارد: قوانین زیستی و قوانین تکاملی. آنچه به علل پیدایش تمدنها و علل انحطاط آنها و شرایط حیات اجتماعی و قوانین کلی حاکم بر همه جامعهها و همه اطوار و تحولات مربوط میشود ما آنها را قوانین «بودن» جامعهها اصطلاح میکنیم، و آنچه به علل ارتقاء جامعهها از دورهای به دورهای و از نظامی به نظامی مربوط میشود ما آنها را قوانین«شدن» جامعهها اصطلاح میکنیم. بعداً که هر دو نوع مسائل را مطرح میکنیم تفاوت آنها بهتر روشن میگردد.
پس علم تاریخ در معنی سوم، علم تکامل جامعههاست از مرحلهای به مرحلهای نه علم زیست آنها در یک مرحله خاص و یا در همه مراحل. ما برای اینکه این مسائل با مسائلی که آنها را «تاریخ علمی» نامیدیم اشتباه نشود، اینها را «فلسفه تاریخ» اصطلاح میکنیم. غالباً میان مسائل مربوط به تاریخ علمی که به حرکات غیرتکاملی جامعه مربوط میشود با مسائل مربوط به فلسفه تاریخ که به حرکات تکاملی جامعه مربوط میشود تفکیک نمیشود و همین جهت اشتباهاتی تولید میکند.
[١]. مراحل اساسی اندیشه در جامعهشناسی، ص ١١٠.