مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨ - نقش تاریخی پیامبران
نیرو بودهاند، در جهت دلسرد کردن بشر از زندگی و به مثابهِ ترمزی برای پیشرفت بوده است و به این ترتیب نقش پیامبران در تاریخ همواره منفی بوده است.
معمولًا متظاهران به روشنفکری اینچنین اظهارنظر میکنند.
ب. گروهی دیگر به نحوی دیگر نقش ارباب ادیان را منفی معرفی میکنند.
اینان برعکس گروه اول برای ارباب ادیان جهتگیری دنیاگرایانه قائلاند و جهتگیری معنوی آنان را فریبی و پوششی بر روی این جهتگیری میدانند و مدعی هستند این جهتگیری دنیاگرایانه همواره در جهت حفظ وضع موجود و به سود طبقه زبردست و علیه طبقه زیردست و در جهت مبارزه با تکامل جامعه بوده است.
مدعی هستند که تاریخ مانند هر پدیده دیگر حرکت دیالکتیکی دارد، یعنی حرکت ناشی از تضاد درونی. با پیدایش مالکیت، جامعه به دو طبقه متخاصم تقسیم شد:
طبقه حاکم و بهرهکش، و دیگر طبقه محروم و بهرهده. طبقه حاکم همیشه طرفدار حفظ وضع موجود برای حفظ امتیازات خود بوده است و علیرغم تکامل جبری ابزار تولید میخواهد جامعه را در یک حال نگه دارد؛ اما طبقه محکوم، هماهنگ با تکامل ابزار تولید، میخواهد وضع موجود را واژگون سازد و وضع کاملتری جانشین آن سازد. طبقه حاکم در سه چهره مختلف نقش خود را ایفا کرده است:
دین، دولت، ثروت؛ به عبارت دیگر: عامل زور، عامل زر، عامل فریب. نقش ارباب ادیان، اغفال و فریب به سود ستمگران و استثمارگران بوده است. آخرتگرایی ارباب ادیان، واقعی نبوده؛ فریبی بوده بر چهره دنیاگرایی آنان برای تسخیر وجدان طبقه محروم و انقلابی و پیشرو. پس نقش تاریخی ارباب ادیان از آن جهت منفی بوده که همواره در جناح طبقه کهنهگرا و محافظهکار و طرفدار حفظ وضع موجود یعنی صاحبان زر و زور بوده است.
تز مارکسیسم در توجیه تاریخ همین است. از نظر مارکسیسم سه عامل دین و دولت و ثروت، همزاد اصل مالکیت و در طول تاریخْ عوامل ضد خلقی بودهاند.
ج. بعضی دیگر تاریخ را به نوعی دیگر و بر ضد نظریه بالا تفسیر میکنند و در عین حال نقش دین و مذهب و مظاهر آن یعنی پیامبران را منفی میدانند. اینان مدعی هستند قانون تکامل طبیعت و تکامل تاریخ بر اساس غلبه اقویا و حذف ضعفاست؛ نیرومندان عامل پیشرفت تاریخ و ضعیفان عامل توقف و انحطاط بوده و هستند؛ دین و مذهب اختراع ضعفا برای ترمز اقویاست؛ ارباب ادیان مفاهیم عدل،