مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - مکتب، ایدئولوژی
دوا نفرت دارد، از نوشیدن دوای تلخ و بدمزه رنج میبرد، اما به حکم عقل مصلحتاندیش و با نیروی اراده حاکم بر میلها، دوای تلخ بدمزه را میخورد.
عقل و اراده هر اندازه نیرومندتر باشند فرمان خود را بهتر بر طبیعت- علیرغم تمایلاتش- تحمیل مینمایند.
انسان در فعالیتهای تدبیری خود همواره یک طرح و نقشه و یک تئوری را در مرحله عمل پیاده میکند. انسان هر اندازه از ناحیه عقل و اراده تکاملیافتهتر باشد، فعالیتهایش بیشتر تدبیری است تا التذاذی، و هر اندازه به افق حیوانیت نزدیکتر باشد، فعالیتهایش بیشتر التذاذی است تا تدبیری، زیرا فعالیت حیوان همه التذاذی است. در حیوان احیاناً فعالیتهایی که نشان میدهد برای هدفها و نتیجههای دوردست است دیده میشود از قبیل لانه ساختنها، مهاجرتها، جفتگیریها و تولید نسلها؛ ولی هیچ یک از آنها آگاهانه و از روی وقوف به هدف و از روی تفکر برای پیدا کردن راه وصول و انتخاب وسیله صورت نمیگیرد، بلکه با نوعی الهام جبری و غریزی از ماوراء صورت میگیرد. انسان از نظر فعالیتهای تدبیری تا آنجا دایره فعالیتش گسترش مییابد که فعالیتهای التذاذیاش را هم دربر میگیرد؛ یعنی برنامهریزیهای مصلحتی تا آنجا ممکن است به دقت پیریزی شود که لذتها در کادر مصلحتها قرار گیرد و هر لذتی در عین اینکه لذت است مصلحت هم باشد و هر فعالیت طبیعی در همان حال که پاسخگویی به دعوت طبیعت است اطاعت فرمان عقل نیز باشد. اگر فعالیت تدبیری فعالیتهای التذاذی را زیر پوشش خود قرار دهد، و اگر فعالیتهای التذاذی، بخشی از طرح کلی و برنامه عام تدبیری زندگی قرار گیرد، طبیعت با عقل و میل با اراده انطباق مییابند.
فعالیت تدبیری به حکم آنکه بر محور یک سلسله غایات و اهداف دوردست میگردد، خواه ناخواه نیازمند به طرح و برنامه و روش و انتخاب وسیله برای وصول به مقصد است، و تا آنجا که جنبه فردی دارد- یعنی یک فردْ خود برای خود تدبیر میکند- طراح و برنامهریز و تئوریسین و تعیینکننده راه و روش و وسیله، عقل فردی است که البته با میزان معلومات و اطلاعات و آموختهها و نیرومندی قضاوت او بستگی دارد.
فعالیت تدبیری فرضاً به اوج کمال خود برسد، برای انسانی شدن فعالیتهای انسان کافی نیست. فعالیت تدبیری انسان، شرط لازم انسانیت است، زیرا نیمی از