مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤ - مکتب، ایدئولوژی
انسان به حکم عقل و اراده به خاطر مصلحتی که در آنها نهفته است و یا به خاطر مصلحتی که در ترک آنها میبیند آنها را انجام میدهد یا ترک میکند؛ یعنی علت غایی و نیروی محرک و برانگیزاننده انسان مصلحت است نه لذت. لذت را طبیعت تشخیص میدهد و مصلحت را عقل. لذت برانگیزاننده میل است و مصلحت برانگیزاننده اراده. انسان از کارهای التذاذی در حین انجام کار لذت میبرد ولی از کارهای مصلحتی لذت نمیبرد اما از تصور اینکه گامی به سوی مصلحت نهایی- که خیر و کمال و یا لذتی در آینده است- نزدیک میشود خرسند میگردد. فرق است میان کاری که لذتبخش و مسرّتآفرین باشد با کاری که لذتی نمیبخشد و احیاناً رنجآور است ولی انسان با رضایت و خرسندی آن رنج را تحمل میکند. کارهای مصلحتی در اثر دوردست بودن نتیجه، لذتآور و بهجتزا نیستند، اما رضایتبخش هستند. لذت و رنج از مشترکات انسان و حیوان است، اما رضایت و خرسندی و یا کراهت و نارضایی از مختصات انسان است، همچنان که آرزو داشتن از مختصات بشر است. رضایت و کراهت و آرزو در قلمرو معقولات و در حوزه تفکرات بشر واقعاند، نه در حوزه حواس و ادراکات حسی او.
گفتیم که انسان کارهای تدبیری خویش را با نیروی عقل و اراده انجام میدهد، برخلاف کارهای التذاذی که به حکم احساس و میل صورت میگیرد. معنی اینکه به حکم عقل انجام میگیرد این است که نیروی حسابگر عقل، خیر و کمال و یا لذتی را در دوردست میبیند و راه وصول به آن را که احیاناً صعبالعبور است کشف میکند و طرح وصول به آن را میریزد؛ و معنی اینکه با نیروی اراده انجام میگیرد این است که در انسان یک قوّه وابسته به قوّه عقل وجود دارد که نقش اجراکننده مصوّبات عقل را دارد و احیاناً برخلاف همه میلها و همه جاذبهها و کششهای طبیعی، مصوّبات عقلانی و طرحهای فکری را به مرحله عمل درمیآورد.
یک دانشجو، طبیعت جوانیاش او را به سوی خواب و خوراک و آسایش و شهوترانی و بازیگوشی میخواند، اما عقل حسابگرش که از یک طرف به مآل وبالآور این کارها و از طرف دیگر به عاقبت عافیتآفرین سختکوشیها و بیخوابیها و چشم از شهوت و لذت پوشیدنها میاندیشد، به حکم مصلحت به او فرمان میدهد که شقّ دوم را انتخاب کند. در این هنگام انسان حکم عقل را که مصلحت است بر حکم طبیعت که لذت است ترجیح میدهد. همچنین یک بیمار از