مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٨ - مبانی نظریه مادیت تاریخ
تشکیل توده میدهد و بدینترتیب برای خود جایی در جهان مییابد [١].
و مارکس، شاگرد وفادار وی، مینویسد:
واضح است که سلاح انتقاد نمیتواند جایگزین انتقاد سلاحها شود. نیروی مادی را فقط با نیروی مادی میتوان سرکوب کرد.
مارکس برای اینکه اصالتی برای نیروهای غیرمادی قائل نشده باشد و ارزش روشنگری آنها را- و نه بیشتر- روشن کرده باشد، به سخن خود اینچنین ادامه میدهد:
اما نظریه نیز به محض اینکه در تودهها رسوخ کرد به نیروی مادی مبدّل میشود [٢].
اصل تقدم ماده بر روح و تقدم جسم بر روان و اصالت نداشتن نیروهای روانی و ارزشهای روحی و معنوی، از اصول اساسی ماتریالیسم فلسفی است.
نقطه مقابل این اصل، اصل فلسفی دیگری است مبنی بر اصالت روح و این که همه ابعاد اصیل وجود انسان را نمیتوان با ماده و شئون آن توجیه و تفسیر کرد.
روح واقعیتی است اصیل در حوزه وجود انسان، و انرژی روحی مستقل از انرژیهای مادی است. از این رو نیروهای روانی یعنی نیروهای فکری، اعتقادی، ایمانی و عاطفی عامل مستقلی برای پارهای حرکتها- چه در سطح وجود فرد و چه در سطح جامعه- به شمار میروند و از این اهرمها برای حرکت تاریخ میتوان استفاده کرد.
بسیاری از حرکات تاریخ مستقلًا از این اهرمها ناشی شده و میشوند. مخصوصاً حرکات متعالی فردی و اجتماعی انسان مستقیماً از این نیروها سرچشمه میگیرد و تعالی خود را از همین جهت کسب کرده است.
[١]. مارکس و مارکسیسم، تألیف آندره پییتر، ترجمه شعاع الدین ضیائیان، ص ٣٩، نقل از نقد فلسفه حقوق.[٢]. همان مأخذ.