مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤١ - عدل الهی
موجودی هرچیزی را که ندارد به این دلیل است که در مجموع شرایطی که قرار دارد امکان و قابلیتِ داشتن آن چیز را ندارد.
اکنون میگوییم که اگر برخی موجودات با یک سلسله تجهیزات و امکانات به وجود آیند ولی همواره از افاضه آن کمال لایق به آنها خودداری گردد، برخلاف عدل الهی است. بلکه به مقتضای عدالت، متناسب با استحقاقها افاضه فیض به آنها میشود.
انسان در میان سایر موجودات، موجودی است با سرمایه و استعداد و لیاقت و امکانات ویژه. کارهای انسان و انگیزههایی که او را وادار به کار و فعالیت میکند منحصر به آنچه در حیوان هست نیست. حیوان صرفاً دارای غرایزی است که او را به طبیعت و زندگی مادی مربوط میکند، ولی انسان- آنچنان که قبلًا هم گفتیم- دارای غرایزی است که با حسابهای این جهان جور نمیآید، یعنی در سطحی بالاتر است، در سطح جاویدانی و جاودانگی است.
انسان دارای انگیزههای عالی اخلاقی، علمی، ذوقی، مذهبی و الهی است و بسیاری از کارهای خویش را تحت تأثیر آن انگیزهها انجام میدهد و احیاناً زندگی طبیعی و مادی و حیوانی خود را فدای هدفهای عالی و انسانی خود میکند. انسان به تعبیر قرآن نظام عملی خویش را بر اساس «ایمان و عمل صالح» قرار میدهد و در این نظام عملی خواهان حیات جاوید و خشنودی خداوند است. در انسان، هم اندیشه عظیم جاویدانی هست و هم آرزوی آن و هم غرایزی که به آن سو او را سوق میدهد.
همه اینها حکایت دارد از نوعی استعداد و قابلیت برای جاویدان ماندن. به عبارت دیگر، همه اینها حکایت دارد از تجرّد و غیرمادی بودن روح آدمی. همه اینها انسان را در این جهان در حکم جنین قرار میدهد که در رحِم مادر با یک سلسله تجهیزات از قبیل جهاز تنفسی، گردش خون، دستگاه عصبی، جهاز باصره و سامعه و جهاز تناسلی مجهز میشود که صرفاً با حیات دنیای بعد از رحم جور میآید و اما با حساب رحم و زندگی موقت و نُه ماهه رحم جور نمیآید.
درست است که انسان در زندگی این دنیا از نظام ایمان و عمل صالح بهره میگیرد، ولی این بهرهگیریها بالتبع است. نظام ایمان و عمل صالح در حکم بذری است که تنها در یک حیات سعادتمندانه جاویدان قابل رشد و پرورش است، یعنی