مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٣ - نتایج
سوسیالیسم تخیلی و عدالتخواهیهای آرزویی است، زیرا قوانین دینامیکی علیرغم اینکه از دسترس تغییر و تبدیل خارج است، از یک مزیت برخوردار است و آن مزیتِ پیشبینی است. در پرتو جامعهشناسی علمی و سوسیالیسم علمی میتوان وضع هر جامعه را بررسی کرد که در چه مرحلهای است و آینده آن جامعه را پیشبینی کرد و در نتیجه میتوان فهمید که کودک سوسیالیسم در رحم هر جامعهای در چه مرحلهای است و در هر مرحلهای همان را انتظار داشت که باید، و انتظارهای بیجا را کنار گذاشت. از یک جامعهای که هنوز در مرحله فئودالیسم است انتظار انتقال به سوسیالیسم را نباید داشت، همچنان که در انتظار تولد فوری یک جنین چهارماهه نباید نشست.
مارکسیسم کوشش دارد مراحل طبیعی دینامیکی جامعهها را بشناسد و معرفی کند و قوانین جبری تحول جامعهها را از هر دورهای به دوره دیگر کشف نماید.
از نظر مارکسیسم جامعهها چهار مرحله کلی را طی کرده تا به سوسیالیسم رسیده یا خواهند رسید: دوره اشتراک اولیه، دوره بردگی، دوره سرمایهداری، دوره سوسیالیسم. احیاناً به جای چهار دوره، پنج دوره یا شش دوره و یا هفت دوره ذکر میشود؛ یعنی هریک از دورههای بردگی، سرمایهداری، سوسیالیسم به دو دوره قابل تقسیم است.
٣. هر دوره تاریخی با دوره دیگر از نظر ماهیت و نوعیت مختلف است. همان طور که از نظر زیستی، جانوران از نوعی به نوعی دیگر متبدّل میشوند و تغییر ماهیت میدهند، دورانهای تاریخی نیز همینطور است. از این رو هر دوران تاریخی قوانین ویژهای دارد و هرگز قوانین دوران قبل از یک دوران یا قوانین دورانی بعد از آن دوران را نمیتوان به آن دوران تعمیم داد. همان طور که آب تا وقتی که آب است تابع قوانین خاص مایعات است اما همین که تبدیل به بخار شد دیگر تابع آن قوانین نیست بلکه تابع قوانین مخصوص گازهاست، جامعه نیز تا وقتی که مثلًا در مرحله فئودالیسم است با یک سلسله قوانین اداره میشود و همین که از آن مرحله گذشت و به مرحله کاپیتالیسم رسید کوشش برای ابقای قوانین دوره فئودالیسم بیهوده است. از این رو جامعه نمیتواند قوانین جاودانه و ابدی داشته باشد. بنا بر ماتریالیسم تاریخی و «زیربنا» بودن اقتصاد، هرگونه قانون مدعی جاودانگی محکوم است. یکی از ناسازگاریهای مادیت تاریخی با مذهب