مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨ - ج از نظر ایدئولوژی
در توحید- چه توحید نظری و چه توحید عملی- نمیپذیرد. اندیشهها و رفتارها و کردارهای اسلامی از خدا آغاز میشود و به خدا پایان مییابد؛ از این رو هر نوع ثنویت یا تثلیث یا تکثیری را که به این اصل خدشه وارد آورد به شدت طرد میکند از قبیل ثنویت خدا و شیطان، یا خدا و انسان، یا خدا و خلق. هرکاری تنها با نام خدا، اندیشه خدا، به سوی خدا، برای تقرب به خدا باید آغاز شود و انجام پذیرد و هرچه جز این باشد از اسلام نیست. در اسلام همه راهها به توحید منتهی میشود؛ اخلاق اسلامی از توحید سرچشمه میگیرد و به توحید پایان مییابد، تربیت اسلامی همین طور، سیاست اسلامی همین طور، اقتصاد و اجتماع اسلامی همین طور.
در اسلام هرکاری با نام خدا و استعانت از او آغاز میشود (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ) و با نام خدا و سپاس او پایان مییابد (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ) و با نام خدا و اعتماد و اتکاء به او جریان مییابد (تَوَکلْتُ عَلَی اللَّهِ، وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیتَوَکلِ الْمُؤْمِنونَ) [١].
توحید یک مسلمان واقعی صرفاً یک اندیشه و عقیده خشک نیست. همان طور که ذات احدیت از مخلوقات خود جدا نیست، با همه هست و بر همه محیط است، همه چیز از او آغاز میشود و به او پایان مییابد، اندیشه توحید نیز بر سراسر وجود یک موحد واقعی احاطه دارد؛ بر همه اندیشهها، ملکات، رفتارهای او سیطره پیدا میکند و به همه آنها جهت میبخشد. این است که یک مسلمان واقعی، اول و آخر و وسط کارش خداست و هیچ چیز را شریک خدا قرار نمیدهد.
٢٧. الغاء وسائط: با اینکه اسلام وسائط را در نزول فیض میپذیرد و نظام علت و معلول را- چه در امور مادی و چه در امور معنوی- حقیقی و واقعی میشمارد، در مقام پرستش و عبادت، همه وسائط را ملغی میسازد. چنانکه میدانیم در مذاهب تحریفشده، فرد ارزش ارتباط مستقیم با خدا را از دست داده است؛ میان خدا و انسان جدایی فرض شده است؛ تنها کاهن یا روحانی میتواند مستقیماً در حال راز و نیاز باشد و او باید پیام دیگران را به خدا ابلاغ کند. در اسلام این کار نوعی شرک تلقی میشود. قرآن کریم با صراحت میگوید: اگر بندگان من درباره من از تو پرسش کنند، بگو من نزدیکم، دعای دعاکننده را اجابت میکنم ...
[١]. [اقتباس از آیه ٥٦ سوره هود و آیه ١٢٢ سوره آلعمران.]