مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١ - ٣ آزادی از اسارتهای اجتماعی
درگیریهای پیامبران را با مظاهر استبداد، مکرر یادآوری میکند و در برخی آیات خود تصریح میکند که طبقهای که با پیامبران همواره در ستیز بودهاند این طبقه بودهاند.
سخن مارکس و پیروانش که دین و دولت و ثروت سه چهره مختلف از طبقه حاکم و بر ضد طبقه محروم و مظلوم بودهاند، یاوهای بیش نیست و بر ضد حقایق مسلم تاریخی است. دکتر ارانی در توجیه نظریه مارکس میگوید:
مذهب همواره آلت دست طبقه مقتدر و هیأت حاکمه جامعه است و برای مغلوب کردن طبقه زیردست همواره تسبیح و صلیب با سرنیزه در یک صف حرکت مینمایند [١].
برای قبول اینگونه توجیهات از تاریخ و اینگونه فلسفه تاریخها تنها یک راه وجود دارد: چشمها را هم گذاشتن و واقعیات تاریخی را نادیده گرفتن.
علی قهرمان تیغ و تسبیح است، هم مرد تیغ است و هم مرد تسبیح، اما برای مغلوب کردن کدام طبقه؟ طبقه زیردست و محکوم یا طبقه زبردست و حاکم؟ شعار علی چیست؟ شعار علی «کونا لِلظّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلومِ عَوْناً» [٢] است. علی در تمام عمر، دوست تیغ و تسبیح بود و دشمن طلا. تیغ او علیه خداوندان زر و زور به کار رفت. به قول دکتر علیالوردی در کتاب مهزلة العقل البشری، علی با شخصیت خود فلسفه مارکس را نقض کرده است.
از این سخن یاوهتر سخن نیچه است- درست در جهت عکس نظریه مارکس- که چون یگانه طبقه پیشرو و تکاملبخش اجتماع زورداراناند و دین به حمایت
_ ضعیفان برخاسته است، عامل توقف و انحطاط بوده است. گویی جامعه بشری آنگاه در مسیر تکامل با شتاب حرکت میکند که قانون جنگل بر آن حکمفرما گردد. از نظر مارکس عامل تکامل، طبقه محروماند و پیامبران بر ضد این طبقه بودهاند و از نظر نیچه عامل تکامل، طبقه زورمندند و پیامبران بر ضد این طبقه بودهاند. مارکس
[١]. مجله «انترناسیونالیست»، نقل از کتاب اصول علم روح دکتر ارانی.[٢]. همواره دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید: نهجالبلاغه، بخش نامهها، شماره ٤٧ (خطاب به امامحسن و امام حسین علیهما السلام).