مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٤ - مبانی نظریه مادیت تاریخ
فلسفی و علمی پیدا میکند و تحت تأثیر یک سلسله عوامل دیگر بُعدی دیگر مییابد که از آن به «بعد اخلاقی» تعبیر میکنیم. در این بعد است که ارزش میآفریند، «باید» و «نباید» اخلاقی خلق میکند؛ و همچنین است بعد هنری و بعد مذهبی. انسان در بعد فکری و فلسفی خود یک سلسله اصول و مبادی فکری پیدا میکند که پایه و اساس اندیشه او به شمار میرود، همچنان که در ارزیابیهای اخلاقی و اجتماعی خود به یک سلسله ارزشهای مطلق و نیمه مطلق میرسد. همه اینها ابعاد انسانی وجود انسان را تشکیل میدهد.
ابعاد انسانی یکسره معلول عوامل اجتماعی است. انسان در آغاز تولد فاقد همه این ابعاد است؛ تنها یک ماده خام است که آماده هر شکل فکری یا عاطفی است، بستگی دارد که تحت تأثیر چه عواملی قرار گیرد؛ مانند یک ظرف تهی است که از خارج آن را پر کنند؛ یک نوار ضبط صوت خالی است که آوازهایی در آن ضبط میشود و عیناً هرچه در آن ضبط شود پس میدهد. خلاصه، سازنده شخصیت انسان و آنچه او را از صورت «شیء» خارج میکند و «شخص» میسازد، عوامل اجتماعی بیرونی است که از آن به «کار اجتماعی» تعبیر میشود. انسان در ذات خود «شیء» محض است و در پرتو عوامل اجتماعی «شخص» میگردد.
در کتاب ماتریالیسم تاریخی تألیف پ. رویان از کتاب مسائل اصولی مارکسیسم تألیف پلخانف، صفحه ٤٢ نقل میکند:
صفات محیط اجتماعی توسط سطح قوای تولیدی هر زمان تعیین میشوند؛ یعنی وقتی سطح قوای تولیدی تعیین گردید، صفات محیط اجتماعی و پسیکولوژی وابسته به آن و روابط متقابل بین محیط از یک طرف و افکار و رفتار از طرف دیگر نیز تعیین میشود.
همچنین همان کتاب میگوید:
وقتی پسیکولوژی توسط قوای تولیدی تعیین شد، ایدئولوژی مربوطه نیز که ریشه نزدیکش در پسیکولوژی میباشد بالمآل تعیین میگردد. ولی برای اینکه یک ایدئولوژی که در یک مرحله تاریخی از مناسبات