مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٠ - آیا جامعه وجود اصیل و عینی دارد؟
در سوره اعراف آیه ٣٤ میفرماید:
وَ لِکلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یسْتَقْدِمُونَ.
هر امتی (هر جامعهای) مدت و پایانی دارد، مرگی دارد؛ پس آنگاه کهپایان کارشان فرا رسد، ساعتی عقبتر یا جلوتر نمیافتند.
در این آیه سخن از یک حیات و زندگی است که لحظه پایان دارد و تخلفناپذیر است، نه پیشافتادنی است و نه پسافتادنی، و این حیات به «امت» تعلق دارد نه به افراد. بدیهی است که افراد امت نه با یکدیگر و در یک لحظه بلکه به طور متناوب و متفرق حیات فردی خود را از دست میدهند.
در سوره مبارکه جاثیه آیه ٢٨ میفرماید:
کلُّ أُمَّةٍ تُدْعی إِلی کتابِهَا.
هر امت و جامعهای به سوی «کتاب» و نوشته خودش برای رسیدگی خوانده میشود.
پس معلوم میشود نه تنها افرادْ هرکدام کتاب و نوشته و دفتری مخصوص به خود دارند، جامعهها نیز از آن جهت که در شمار موجودات زنده و شاعر و مکلّف و قابل تخاطب هستند و اراده و اختیار دارند، نامه عمل دارند و به سوی نامه عمل خود خوانده میشوند.
در سوره انعام آیه ١٠٨ میفرماید:
زَینَّا لِکلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ.
عمل هر امتی را برای خود آنها زیبا قرار دادیم.
این آیه دلالت میکند که یک امتْ شعور واحد، معیارهای خاص، طرز تفکر خاص پیدا میکند و فهم و شعور و ادراک هر امتی مخصوص خود آن است؛ هر امتی با معیارهای خاصی قضاوت میکند (لااقل در مسائل مربوط به ادراکات عملی)؛ هر