مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - علل تجدید نبوتها
اما وحی، برعکس، هدایتی مافوق حس و عقل، و بعلاوه تا حدود زیادی اکتسابی است؛ بالاتر اینکه در اعلا درجه «آگاهانه» است. جنبه آگاهانه بودن وحی، به درجاتِ غیرقابل توصیفی بالاتر از حس و عقل است و فضایی که وسیله وحی اکتشاف میشود بسی وسیعتر و گستردهتر و ژرفتر از آن فضایی است که عقل تجربی قادر به اکتشاف آن است.
ما در یکی از بخشهای گذشته (بخش مکتب، ایدئولوژی) این مطلب را ثابت کردیم که با توجه به مجموع استعدادهای فردی و اجتماعی انسان و پیچیدگی روابط اجتماعی انسان و مشخص نبودن نهایت سیر تکاملی انسان، باید بپذیریم که آنچه فیلسوفان و متفکران اجتماعی به نام ایدئولوژی بافتهاند، گمراهی و سرگشتگی است. برای انسان از نظر ایدئولوژی داشتن، یک راه بیشتر وجود ندارد و آن ایدئولوژی از طریق وحی است. اگر ایدئولوژی از طریق وحی را نپذیریم باید بپذیریم که انسان فاقد ایدئولوژی است.
متفکران امروز بشر اذعان دارند که ارائه خط سیر آینده بشر به وسیله ایدئولوژیهای بشری تنها به صورت منزل به منزل است؛ یعنی تنها در هر منزلی میتوان (آنهم به ادعای آقایان) منزل بعدی را مشخص کرد، اما اینکه منازل بعد از این منزل کجاست و سرمنزل نهایی چیست، آیا اساساً سرمنزلی وجود دارد یا ندارد، هیچ معلوم نیست. سرنوشت چنین ایدئولوژیهایی روشن است.
ای کاش علامه اقبال که کم و بیش مطالعاتی در آثار عرفا دارد و مخصوصاً به مثنوی مولانا ارادت خاص دارد، در آن نوشتهها بیشتر مطالعه میکرد و به ملاک بهتری برای ختم نبوت دست مییافت. عرفا به این نکته دست یافتهاند که نبوت از آن جهت پایان یافت که تمام مراحل و منازل فردی و اجتماعی انسان و راهی که انسان باید بپیماید، یکجا کشف گشت؛ پس از آن هر بشری هرچه دریافت کند، بیشتر از آن نخواهد بود؛ ناچار محکوم به پیروی است.
الْخاتَمُ مَنْ خَتَمَ الْمَراتِبَ بِاسْرِها.
خاتم کسی است که همه مراتب را طی کرده و مرتبه طی نشده باقی نگذاشته است.