مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣ - علل تجدید نبوتها
دنبال کند که غریزه میکرد. اما اگر فرض کنیم غریزه وظیفهای دارد و دستگاه اندیشه وظیفه دیگری دارد، دلیلی ندارد که با به کار افتادن دستگاه اندیشه، غریزه از کار بیفتد. پس فرضاً وحی را از نوع غریزه بدانیم و کار این غریزه را عرضه نوعی جهانبینی و ایدئولوژی که از عقل و اندیشه ساخته نیست بدانیم، دلیلی ندارد که با رشد عقل برهانی استقرائی (به قول خود علامه اقبال) کار غریزه پایان یابد.
حقیقت این است که علامه اقبال با همه برجستگی و نبوغ و دلسوختگی اسلامی، در اثر اینکه فرهنگش فرهنگ غربی است و فرهنگ اسلامی فرهنگ ثانوی اوست، یعنی تحصیلاتش همه در رشتههای غربی است و در فرهنگ اسلامی- مخصوصاً فقه و عرفان و اندکی فلسفه- مطالعاتی دارد و بس، گاه دچار اشتباهات فاحش میشود. ما در مقدمه جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئالیسم [١] به نارسایی اندیشه اقبال در مسائل عمیق فلسفی اشاره کردهایم.
به همین جهت مقایسه او با سید جمالالدین اسدآبادی صحیح نیست. گذشته از اینکه سید جمال از نظر نبوغ شخصی قابل مقایسه با اقبال نیست، او برخلاف اقبال فرهنگ اوّلی و اصلیاش اسلامی است و فرهنگ غربی فرهنگ ثانوی اوست.
بعلاوه مرحوم سید جمال در اثر مسافرتهای زیاد در کشورهای اسلامی و مطالعه جریانات آن کشورها از نزدیک، به اوضاع کشورهای اسلامی بیش از اقبال آگاه بوده است؛ لهذا به اشتباهاتی نظیر برخی اشتباهات فاحش اقبال در شناخت جریانهایی که در بعضی کشورهای اسلامی از قبیل ترکیه و ایران رخ داده است، به هیچ وجه دچار نشده است.
[١]
. چاپ سال ١٣٥٠ هجری شمسی.