مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩ - جبر یا اختیار؟
و یا در جای دیگر میگوید:
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیکمْ أَنْفُسَکمْ لا یضُرُّکمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیتُمْ [١].
ای اهل ایمان! خود را باشید، خود را نگه دارید، هرگز گمراهی دیگران، (بالاجبار) سبب گمراهی شما نمیشود.
در آیه معروف «ذر» که اشاره به فطرت انسانی است، پس از آنکه میفرماید خداوند پیمان توحید را در نهاد مردم قرار داده است میگوید: برای اینکه بعدها نگویید همانا پدران ما مشرک بودهاند و ما چارهای نداشتیم و مجبور بودیم که بر سنت پدران خود باقی باشیم. با چنین فطرت خدادادی هیچ گونه اجباری در کار نیست.
تعلیمات قرآن یکسره بر اساس مسئولیت است، مسئولیت خود و مسئولیت جامعه. امر به معروف و نهی از منکر دستور طغیان فرد است علیه فساد و تبهکاری جامعه. قصص و حکایات قرآن غالباً متضمّن عنصر طغیان و عصیان فرد در برابر محیطها و جوّهای فساد اجتماعی است. داستان نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، رسول اکرم، اصحاب کهف، مؤمن آلفرعون و غیره همه متضمن این عنصر است.
ریشه توهّم جبر افراد در برابر جامعه و محیط اجتماعی این است که تصور شده لازمه ترکیب حقیقی، ادغام اجزاء در یکدیگر و حل شدن کثرت آنها در وحدت «کل» و به وجود آمدن حقیقتی تازه است: یا باید شخصیت و آزادی و استقلال افراد را پذیرفت و حقیقی بودن ترکیب و عینی بودن جامعه را نفی کرد آنچنان که در نظریه اول و دوم درباره اصالت جامعه و یا فرد آمده است، و یا باید حقیقی بودن ترکیب و عینی بودن جامعه را پذیرفت و شخصیت و استقلال و آزادی فرد را نفی کرد آنچنان که نظریه دورکهایمی ایجاب میکند. جمع میان ایندو ناممکن است و چون همه قرائن و دلائل جامعهشناسی عینیت جامعه را تأیید میکند پس نقطه مقابل را باید منتفی شده دانست.
حقیقت این است که از نظر فلسفی، همه ترکیبهای حقیقی را نمیتوان یکسان
[١]. مائده/ ١٠٥.