مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٤ - انسان و تکلیف
پانزدهسالگی- به سال قمری- و ورود در شانزدهسالگی تعیین شده است، و بلوغ قانونی زن تمام شدن نُه سالگی و ورود در ده سالگی تعیین شده است. بلوغ قانونی یکی از شرایط تکلیف است؛ یعنی فردی که به مرحله [بلوغ] قانونی نرسیده باشد مکلف نیست مگر با دلیل ثابت شود که به مرحله بلوغ طبیعی قبل از بلوغ قانونی رسیده است.
٢. عقل
یکی دیگر از شرایط تکلیف، عاقل بودن است. دیوانه که فاقد عقل است مکلف نیست و تکالیف از او ساقط است. همانطوری که نابالغ در زمان عدم بلوغ به هیچ وجه تکلیفی متوجه او نیست [و] در زمان بلوغ نیز مکلف نیست که آنچه را که در زمان عدم بلوغ انجام نداده است جبران کند، مثلًا شخص بالغ وظیفه ندارد نمازهایی که در زمان عدم بلوغ نخوانده قضا کند، زیرا تکلیفی متوجه او نبوده است؛ شخص دیوانه نیز در حال دیوانگی مکلف نیست. بنابراین اگر دیوانهای پس از چندی عاقل شد مکلف نیست تکالیفی را که در ایام دیوانگی انجام نداده قضا کند؛ مثلًا لازم نیست که نمازها و روزههای آن زمان را قضا نماید.
بلی، برخی تکالیف است که به دارایی و اموال کودک یا دیوانه تعلق میگیرد و کودک یا دیوانه در حال کودکی یا دیوانگی موظف نیستند آن را انجام دهند ولی پس از آنکه کودک بالغ شد و یا دیوانه عاقل شد باید انجام دهند، مانند زکات یا خمسی که به مال کودک و یا مال دیوانه تعلق میگیرد که اگر ولی شرعی آنها ادا نکرده باشد خودشان پس از رسیدن به مرحله مکلف بودن باید انجام دهند.
٣. اطلاع و آگاهی
بدیهی است که انسان آنگاه قادر است تکلیفی را انجام دهد که از وجود آن تکلیف آگاه باشد و به عبارت دیگر به او ابلاغ شده باشد.
فرضاً قانونگزار قانونی را وضع کند ولی به اطلاع مکلف نرساند، مکلف ملزم نیست و بلکه قادر نیست آن را به مرحله اجرا درآورد و اگر عملًا برخلاف رفتار نماید قانونگزار نمیتواند او را مجازات نماید. علمای علم اصول میگویند مجازات کسی که از تکلیف آگاه نیست و تقصیری در کسب اطلاع ندارد زشت است و نام