مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٦ - مبانی نظریه مادیت تاریخ
بنا بر اصل فطرت، روانشناسی انسان بر جامعهشناسی او تقدم دارد، جامعهشناسی انسان از روانشناسی او مایه میگیرد. بنا بر اصل فطرت، انسان در آغاز که متولد میشود در عین اینکه بالفعل نه درکی دارد و نه تصوری و نه تصدیقی و نه گرایشی انسانی، در عین حال با ابعاد وجودیای علاوه بر ابعاد حیوانی به دنیا میآید. همان ابعاد است که تدریجاً یک سلسله تصورات و تصدیقات انتزاعی (و به تعبیر منطقی و فلسفی معقولات ثانیه) که پایه اصلی تفکر انسانی است و بدون آنها هرگونه تفکر منطقی محال است، و یک سلسله گرایشهای عِلوی در انسان به وجود میآورد و همین ابعاد است که پایه اصلی شخصیت انسانی انسان به شمار میرود.
مطابق نظریه مبنی بر تقدم جامعهشناسی انسان بر روانشناسی او، انسان صرفاً یک موجود «پذیرنده» است نه «پوینده»، یک ماده خام است که هر شکلی به او بدهند از نظر ذات او بیتفاوت است، یک نوار خالی است که هر آوازی در آن ضبط شود از نظر خود نوار عیناً مانند آواز دیگری است که در او ضبط شود. در درون این ماده خام، حرکت به سوی شکل معین نیست که اگر آن شکل به او داده شود «شکل خودش» به او داده شده و اگر شکل دیگری به او داده شود او را از آنچه «باید بشود» مسخ کرده باشند. در درون آن نوار تقاضای یک آواز معین نیست که اگر آواز دیگری در او ضبط شود «بیگانگی» با حقیقت و ذات او داشته باشد. نسبت آن ماده با همه شکلها و نسبت آن نوار با همه آوازها و نسبت آن ظرف با همه محتواها یکسان است.
اما مطابق اصالت فطرت و اصل تقدم روانشناسی انسان بر جامعهشناسی او، انسان در آغاز هرچند فاقد هر ادراک بالفعل و هر گرایش بالفعل است، اما از درون خود به صورت دینامیکی به سوی یک سلسله قضاوتهای اولی که «بدیهیات اولیه» نامیده میشود و به سوی یک سلسله ارزشهای متعالی که معیارهای انسانیت اوست، پویاست. پس از آنکه یک سلسله تصورات ساده (که مادههای اوّلی تفکر است و به اصطلاح فلسفی معقولات اولیه) از بیرون وارد ذهن شد، آن اصول به صورت یک سلسله تصدیقات نظری یا عملی جوانه میزند و آن گرایشها خود را نشان میدهد.
مطابق نظریه اول، این که انسان هماکنون در شرایط حاضر مثلًا حکم میکند که ٤/ ٢* ٢ و آن را یک حکم مطلق میپندارد که شامل همه زمانها و همه مکانهاست،