مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧ - معجزه ختمیه
بود؛ چه، راهنمایی ایشان به یاری استدلال عقلی در آن دوران، دشوار بلکه محال مینمود ... در عصر ظهور پیغمبر اسلام، جامعه بشری دوران کودکی را پشت سر گذاشته، به دوره بلوغ فکری پای میگذاشت. کودک دیروز که نیازمند مادری بود تا دستش گیرد و رفتنش بیاموزد خود میتوانست بر روی پاهایش بایستد و عقلش را به کار اندازد ... بیدلیل و حکمت نبود که پیغمبر اسلام در برابر اصرار منکرین و معاندین به آوردن معجزات و خرق عادات، مقاومت میورزید و در اثبات حقانیت دعوت خویش به استدلال عقلی و تجربی و شواهد تاریخی اتکا میفرمود ... با وجود اینهمه اصرار و لجاجت منکرین، پیغمبر اسلام از آوردن معجزاتی نظیر آنچه پیامبران سلف میآوردند به امر خدا امتناع میورزید و تنها بر قرآن به عنوان معجزهای که نظیری برای آن نخواهد بود تکیه میکند. قرآن، معجزه خاتم پیامبران، خود دلیل دیگری بر خاتمیت رسالت است؛ کتابی است محتوی حقایق عالم خلقت و تعالیم و راهنماییهای زندگی در کمال هماهنگی در جمیع جهات؛ معجزهای در خور بشرِ رسیده و عاقل نه کودک پایبند اوهام و تخیلات ذهنی [١].
میگویند:
فضایی که انسان گذشته در آن دم میزده است همواره مملوّ از خرافات و موهومات و خوارق عادات بوده است و جز آنچه «برخلاف عقل و حس» باشد در احساس وی اثر نمیگذاشته است؛ از این روست که در تاریخ، بشریت را میبینیم که همواره در جستجوی «اعجاز» است و شیفته «غیب». این حساسیت در برابر هرچه نامحسوس و نامعقول است، در میان مردمی که از مدنیت دورترند شدیدتر است. اینان به همان اندازه که به «طبیعت» نزدیکترند به «ماورای طبیعت» مشتاقترند و «خرافه» زاده معیوب این حقیقت است. انسانِ صحرا همواره در پی «معجزه» است؛
[١]. دکتر حبیب اللَّه پیمان، فلسفه تاریخ از نظر قرآن، ص ١٥ و ١٦.