مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨١ - ١ استراتژی دعوت
بحثی نیست که رابطه نیروی تازهنفس با نیروی کهن همواره، هم ستیزه باشد و هم اخلاقی.
از نظر اسلام تمام نظریات بالا محکوم است. اخلاقی بودن، آنچنان که مسیحیت میپندارد، در روابط مسالمتآمیز و دعوت ملایم و صلح و صفا و صمیمت و محبت خلاصه نمیشود، احیاناً زور و قدرت نیز اخلاقی میشود. لهذا اسلام مبارزه علیه زور و ظلم را مقدس و مسئولیت میشمارد و جهاد را که همان قیام مسلحانه است در شرایط خاصی تجویز میکند.
بدیهی است که نظریه نیچه یک نظریه پوچ و ضد انسانی و ضد تکاملی است.
نظریه مارکسیسم مبتنی بر همان مکانیسمی است که برای تکامل تاریخ قائل است. از نظر اسلام رابطه مواجهه با زور با گروه ضد تکاملی، برخلاف نظریه مارکسیسم، رابطه دوم است نه رابطه اول. رابطه اول رابطه حکمت و موعظه حسنه است (ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّک بِالْحِکمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ) [١]. رابطه اعمال زور با جبهه ضد تکاملی آنگاه اخلاقی است که مرحله اقناع فکری (حکمت/ برهان) و مرحله اقناع روحی (موعظه/ تذکر) طی شده باشد و بلانتیجه مانده باشد.
این است که تمام پیامبرانی که جنگیدهاند، مرحله اول دعوت خود را با حکمت و موعظه حسنه و احیاناً مجادله کلامی گذراندهاند و پس از آنکه از آن راه به نتیجه نرسیدهاند و یا به نتیجه کلی نرسیدهاند (غالباً به نتیجه نسبی رسیدهاند) مبارزه و جهاد و اعمال قدرت و زور را اخلاقی شمردهاند. ریشه اساسی این است که اسلام نظر به اینکه روحی میاندیشد نه مادی، برای برهان و استدلال و موعظه و اندرز نیروی شگرف قائل است و همان طور که (به تعبیر مارکس) برای انتقاد سلاحها نیرو قائل است برای سلاح انتقاد هم نیرو قائل است و از آن بهره میجوید و البته آن را تنها نیرویی که همه جا باید از آن بهره جست نمیداند. راز این مطلب که اسلام مبارزه با جبهه ضد تکاملی را رابطه دوم میداند نه رابطه اول و برای برهان و موعظه و جدال به احسن نیرو قائل است، دید خاص روحی اسلام درباره انسان و بالتّبع درباره جامعه و تاریخ است.
[١]. نحل/ ١٢٥.