مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩١ - مبانی نظریه مادیت تاریخ
نیازهای معنوی میکند. به تعبیر دیگر لذتهای معنوی در انسان، هم اصیل است و هم نیرومندتر از لذتها و جاذبههای مادی [١]. انسان به هر اندازه آموزش و پرورش انسانی بیابد، نیازهای معنوی و لذتهای معنوی و بالاخره حیات معنویاش نیازها و لذتها و حیات مادیاش را تحت تأثیر قرار میدهد. جامعه نیز چنین است؛ یعنی در جامعههای بدوی نیازهای مادی بیش از نیازهای معنوی حکومت دارد، ولی به هر اندازه جامعه متکاملتر گردد نیازهای معنوی ارزش و تقدم بیشتری مییابند و به صورت هدف انسانی درمیآیند و نیازهای مادی را تحتالشعاع قرار داده و در حد وسیله تنزل میدهند [٢].
٣. اصل تقدم کار بر اندیشه
انسان موجودی است که میاندیشد و میشناسد و کار میکند. آیا کار مقدم است یا اندیشه؟ آیا جوهر انسان کار است یا اندیشه؟ آیا شرافت انسان به کار است یا اندیشه؟ آیا انسان مولود کار است یا اندیشه؟
مادیت تاریخ بر اساس اصالت کار و تقدم آن بر اندیشه است، کار را اصل و اندیشه را فرع میشمارد. منطق و فلسفه قدیم، اندیشه را کلید اندیشه میدانست. در آن منطق، اندیشه تقسیم میشد به تصور و تصدیق، و هرکدام تقسیم میشد به بدیهی و نظری. آنگاه اندیشههای بدیهی کلید اندیشههای نظری شناخته میشد. در آن منطق و در آن فلسفه جوهر انسان (/ من) یک اندیشه محض شناخته میشد، کمال و شرافت انسان در دانش معرفی میگشت، انسان کامل مساوی بود با انسان اندیشمند [٣].
ولی مادیت تاریخی بر این اصل استوار است که کار کلید اندیشه و کار معیار اندیشه است، جوهر انسان کار تولیدی اوست؛ کار، هم منشأ شناخت انسان است و هم سازنده او. مارکس گفته است: «سراسر تاریخ جهانی جز خلقت انسان به وسیله
[١]. بوعلی در نمط هشتم اشارات در این موضوع به طرزی عالی بحث کرده است.[٢]. رجوع شود به رساله قیام و انقلاب مهدی علیه السلام از دیدگاه فلسفه تاریخ اثر مؤلف.[٣]. در تعریف فلسفه از جنبه هدف و غایت گفته میشد: «صَیرورَةُ الْانْسانِ عالَماً عَقْلیاً مُضاهِیاً لِلْعالَمِ الْعَینی» یعنی فلسفه عبارت است از اینکه انسان، جهانی از اندیشه گردد شبیه جهان عینی.