مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٣ - مبانی نظریه مادیت تاریخ
مواد، ذهن متقابلًا بر روی فراوردههای کار به صورتهای مختلفِ «تعمیم» و «انتزاع» و «استدلال» عمل میکند و زمینه شناخت صحیح را فراهم میسازد. شناخت صرفاً انعکاس ساده ماده عینی در ذهن نیست. پس از انعکاس ماده عینی در ذهن، وسیله یک سلسله اعمال ذهنی که ناشی از جوهر غیر مادی روح است، شناخت میسر میگردد. پس کار منشأ اندیشه و در همان حال اندیشه منشأ کار است، کار معیار اندیشه و در همان حال اندیشه معیار کار است و این دور، دور محال نیست. شرافت انسان به دانش و ایمان و عزت و کرامت نفس اوست و کار از آن جهت مایه شرافت است که وسیله تأمین این کرامتها و شرافتهاست. انسان، هم سازنده کار است و هم ساختهشده او، و این امتیازْ خاصِ انسان است- که هیچ موجودی دیگر با او در این جهت شریک نیست- و از نوع خاص آفرینش الهی او سرچشمه میگیرد [١].
ولی سازندگی انسان نسبت به کار، سازندگی ایجادی و ایجابی است، اما سازندگی کار نسبت به انسان سازندگی «اعدادی» است؛ یعنی انسان واقعاً کار خویش را خلق میکند اما کار واقعاً انسان را خلق نمیکند بلکه کار و ممارست و تکرار عمل زمینه خلق شدن انسان را از درون فراهم میکند. و همواره آنجا که رابطه متقابل دو شیء، از یک طرف «ایجابی» و «ایجادی» است و از طرف دیگر «اعدادی» و «امکانی»، تقدم با طرف ایجابی و ایجادی است.
پس انسان که جوهر ذاتش از نوع آگاهی است (علم حضوری نفس به ذات خود) با کار در عین اینکه رابطه متقابل دارد و انسان سازنده و پدیدآورنده کار است و کار پدیدآورنده انسان، نظر به اینکه انسان علت ایجابی و ایجادی کار است و کار علت اعدادی و امکانی انسان، پس انسان بر کار مقدم است نه کار بر انسان.
٤. تقدم وجود اجتماعی انسان بر وجود فردی او، و به عبارت
دیگر اصل تقدم جامعهشناسی انسان بر روانشناسی او
انسان از نظر زیستی کاملترین حیوانات است، استعداد نوعی تکامل دارد که تکامل انسانی نامیده میشود. انسان از شخصیت خاصی برخوردار میشود که ابعاد انسانی وجود او را تشکیل میدهد؛ در اثر یک سلسله تجارب و آموزشها بُعد فکری و
[١]. در رساله شناخت به تفصیل درباره این مطالب بحث کردهایم.