ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٥٠ - اصل پنجم
ما و از ما حاصل و ظاهر شده و بالفعل است. وَ ما يَخْفى عَلَى الله من شَيْءٍ في الْأَرْضِ وَ لا في السَّماءِ [كه در زمين و آسمان چيزى از خداوند نهان نيست (إبراهيم/ ٣٨)] مقصودش مراتب تأثير و تأثر [: اثر بخشى و اثر پذيرى] ظاهرى بين احكام وجوب و امكان است، يعنى او استعدادات صورتهاى عالم علوى و اهل آن را مىداند و همين طور عالم سفلى [: پايينى] و اهل آن را مىداند لذا مفرد آورد و نفرمود آسمانها و زمينها.
١٦/ ٧ سپس فرمود الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ [إبراهيم/ ٣٩: ستايش خدايى را كه با وجود پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشود] و آن دو عقل دوم و نفساند.
١٧/ ٧ اگر گفته شود: پس نسبت يعقوب عليه السلام چه مىشود؟ زيرا در آيه ديگرى فرموده است: وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ جَعَلْنا في ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ [عنكبوت/ ٢٧: و اسحاق و يعقوب را بدو بخشيديم و پيغمبرى و كتابهاى آسمانى را در فرزندان او نهاديم].
١٨/ ٧ گويم: اين نظير فلك است، زيرا از عقل اول، عقل و نفس و فلكى صادر شده. و همان طور كه در فلك، معقول بودن برجهاى دوازدهگانه تعين داشته، همين طور يعقوب را نيز دوازده پسر بود.
١٩/ ٧ و در آيه ديگرى فرموده است: وَ من يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا من سَفِهَ نَفْسَهُ [بقره/ ١٣٠: از آيين إبراهيم كناره نكند مگر آن كس كه نادان نفس خويش باشد]، يعنى آن را نداند و شرف و مرتبهاش را هم نداند، زيرا آن در نفس بالقوة است و به واسطه تحصيل استكمال، بالفعل ظاهر مىگردد.
بنا بر اين، ملت و آيين عقل اول كه جميع معانى است، تمامىاش جمع صفات حق تعالى است، و ملت و آيين إبراهيم ظهور به احكام صفات و اخلاق ثبوتى الهى بتمامه است، چنانكه خداوند فرمود: «فَأَتَمَّهُنَّ [بقره/ ١٢٤: تمامشان كرد] پس به امامت ظاهر گرديد، همچنان كه امامت اول براى عقل اول بود براى اينكه