ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٢٨ - وصية شيخ صدر الدين عند الوفاة
پروردگارت نماز مىخواند؟ جبرئيل گفت: آرى! پيغمبر فرمود: نمازش چيست؟ گفت: «سبوح قدوس سبقت رحمتى غضبى» [: مهر و شفقتم بر خشمم پيشى گرفته]. لذا قدوس را با سبوح قرين و جفت قرار داد، پس در قدوسيت معنايى توهم مىشود كه بوى توصيف نقصى به آن جناب [: حضرت حق متعال] استشمام مىشود، هر چند كه وصف كننده وجه و جهت نقص را در آن تقديس ندانسته باشد، و فقط كسى آن را مىداند كه علو و برترى موصوف را از اينكه به چنين نقصى دچار باشد، مىداند.
٣/ ٤ و اما علت اختصاص اين صفت به إدريس عليه السلام براى اين است كه كمالى كه او را حاصل آمده از راه تقديس بوده است، و آن عبارت است از تروحن و روحانى شدن، و بيرون آمدنش از كدورات و تيرگيهاى طبيعت، و نقايص و كاستيهايى كه از مزاج عنصرى عارض او شده است.
٤/ ٤ و نيز [علت اختصاص إدريس عليه السلام به اين صفت] براى اين است كه درباره او گفته شده [حق تعالى] او را به مقامى بلند بالا برد [مضمون آيه ٥٧ سوره مريم] و بلندى- همچنان كه شيخ [محى الدين] كه خدا از وى خشنود باد بيان داشته- بر دو قسم است: بلندى مكان، و بلندى مقام، و خداوند هم خبر داده كه با هر موجودى هست، و أشياء هم خالى از يكى از اين دو علو و بلندى نيستند. بنا بر اين، لازم است كه حق تعالى از هر دوى اينها به جهت نفى اشتراك [با موجودات] منزه و دور باشد، اما تنزه و دور بودنش از علو مكانى به واسطه جا و محل نداشتنش روشن است، و اما تنزه و دور بودنش از علو مقامى براى اين است كه هر بلند مقامى مقيد بدان مقام است [: به آن مقام رسيده و مقام به او احاطه دارد] و علو او به سبب آن مقام- و فقط از آن جهت كه آن مقام است- ثابت مىگردد، و براى اين اشتراكى كه وهم آن را تصور مىنمايد حق تعالى فرمود: سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى [اعلى/ ١: پروردگار والايت را به وحدانيت ستايش كن]، يعنى هر گاه براى كسى اين توهم پيش