ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٨٣ - (١٠) فك ختم فص هودى
استناد است و از چه ناحيه نيز نسبت آنها به حق تعالى- اگرچه تعدد و تكثر دارند- درست و قابل استناد است.
١٠/ ١٠ و باز نمىداند كه آيا مقام تمحض(١) [خالص و ناب بودن] كه خداوند بيان داشته: إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ الله برتر است يا مقام تشكيك كه از آن آگاهى داده و فرموده: وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ الله رَمى؟
و مرتبه حسن و قبح(٢) حقيقى و نسبى را نمىداند و نتايج افعال و فوايد ثمرات را در دنيا و برزخ و حشر و دوزخ و بهشت و همچنين لوازم آنها از اسرار را هم نمىداند. آگاهى بياب تا هدايت شوى.
١١/ ١٠ اين، روح اين فص و شأن باطن آن بود، و غير اينها را [كه ما بيان داشتيم] شيخ ما- كه خداوند از وى خشنود باد- بر آن مقدار كه بيانش براى او مقدر شده بود و دستور به نوشتن آنها داشت- همان گونه كه بدين مطلب اشاره كرده- آگاهى داده است. خداوند هدايت كننده است و بس.
(١). مقام تمحض به اجمال مرتبه ذات نزديكتر است و تشكيك به تفصيل مرتبه اسماء و صفات و احوال موافقتر است (حاشيه).
(٢) حسن و قبح اصطلاح كلامي است. متكلمان گويند أشياء را حسن و قبح ذاتى است و بعضى امور مانند معاونت و كمك به هم نوع ذاتا حسن دارند و بعضى مانند دروغ گفتن و ظلم كردن به غير قبيحاند. جمعى ديگر أشياء را داراى حسن و قبح ذاتى نمىدانند و گويند: حسن و قبح از امور اعتبارى هستند، و امرى ممكن است نسبت به شخصى قبيح و به شخصى ديگر نيكو باشد و بر اين فرض، مسئله عدالت و ظلم نسبى خواهد بود. در هر حال، قول محقق اين است كه بعضى از امور ذاتا قبيح و بعضى ديگر ذاتا خوباند.