ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٦٣ - اصل دوازدهم در مراتب كشف و انواع آن
انداختند و خداوند آن آتش را بر وى سرد و سلامت نمود، و پدرم در آزمايش كشته شدن قرار گرفت و خداوند او را به قربانىاى بزرگ عوض داد، و من نيز پسرى داشتم كه فراوان دوستش مىداشتم و به او آرامش مىيافتم، از من گرفته شد. به من خبر دادند كه تو نيز پسر ديگرم را به اتهام دزدى بازداشت كردهاى! درباره فرزندانم از خدا بترس و محتاط باش! چون نه من خودم دزدى كردهام و نه دزدى را پرورش دادهام. و السلام.
١٦/ ٨ يوسف جوابش داد: درود بر تو! از جانب عزيز مصر به اسرائيل خدا! اما بعد: نامهات كه در آن داستان خودت و پدرانت بود رسيد و خوانديمش همان گونه كه آنان صبر ورزيدند تو هم صبر كن تا به آن پيروزى كه آنان نايل شدند تو هم به همان پيروزى نايل شوى نفست را بر صبر و رضا پايدارى و ثبات بخش. خداوند هم به آن چه كه ملايم [طبعش] بود پاداشش بخشيد او و فرزندانش را- آن گونه كه دوست مىداشت- گرد هم آورد.
١٧/ ٨ و سر ديگر در آن اينكه: دلهايى را كه خداوند اراده آن دارد كه در آنها تجلى كند تا جايگاه او و محل ظهور تجلىاش گردد، نمىپسندد كه در آن دلها غيرى جاى داشته باشد. و چون يوسف در دل پدرش- به واسطه مناسبتى جزئى كه بين يعقوب و غير حق باقى بود- مكانى يافته بود، خداوند هم به دست غيرت يوسف را از او گرفت و به صيقل اندوه و درد دورى دلش را جلا داد، و چون نااميد شد و به حق پناه آورد و حكم غير حق [مناسبت جزئى] پاك شد، خداوند هم فرزندانش را به نيكوترين حال [: صاحب مقام و ثروتمند] به او باز گردانيد، و اين پاداشى است به آن چه كه ملايم [طبعش] مىباشد. و اين، معالجه و درمان ربانى و طب الهى است كم كسى هست كه راز آن را بداند. و اين در طريق الهى [: سلوك الى الله] مقام شريف و ارجمندى است كه من آن را تجربه كرده و بارها برايم رخ داده و درستى اين حكم و جزا دادن درباره خودم و درباره گروهى از اهل الله را مشاهده كردهام. و سپاس خاص پروردگار است و بس.