ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٥٥ - اصل هفتم
است: آن درباره كسى است كه آگاهى بر راز قدر، و به معرفت و دانش تبعيت و پيروى قلم مر علم را، تحقق و ثبوت يافته است و اينكه وقوع و قرار گرفتنش حتمى و لازم است، لذا به واقع شدن ملايم به شادى(١) و سرور مىآيد و جانش نيز از انتظار آن چه كه مىداند وقوعش مقدر نشده آسايش مىيابد و ضمير و باطنش نيز از وقوع غير ملايم و ناسازگار [باطبع] اندوه نمىخورد و تعرض نمىورزد.
خداوند بدين مطلب اشاره كرده و فرموده: ما أَصابَ من مُصِيبَةٍ في الْأَرْضِ وَ لا في أَنْفُسِكُمْ إِلَّا في كِتابٍ من قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها» و «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ [حديد/ ٢٢ و ٢٣: هيچ مصيبتى به زمين و يا نفوس شما نرسد مگر پيش از آن كه خلقش كنيم در كتابى (لوح محفوظ) بوده است ... تا براى آن چه از دستتان رفته غم مخوريد و از آن چه به دستتان آمده غره مشويد]. و سخن انس [بن مالك] است از [سيره و روش] رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در زمان بيست سال خدمتش مر رسول الهى را، هيچگاه نشد كارى را كه انجام دادم بفرمايد چرا كردى؟ و امرى را كه انجام ندادم بفرمايد چرا نكردى؟ و فقط مىفرمود: اگر مقدر بود مىشد. اين را نيك انديشه كن و بفهم.
٢٩/ ٧ و اما سر يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقاً من لَدُنَّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ [قصص/ ٥٧: از هر گونه چيزى در آن فراهم مىشود، كه روزى از جانب ماست ولى بيشترشان نمىدانند]، آن صورت تبعيت علم مر معلوم را، و فرا گرفتن عالم مر علم به او را از او [: معلوم] است. و تعين اسماء الهى از قوابل نيز اين چنين [يعنى تبعيت علم از
معلوم] است و بدان [تبعيت] نسبت و اضافه آثار به حق تعالى- از جهت آن [تبعيت]- تحقق و ثبوت مىيابد. و اين رازى است كه
(١). سرور او به وقوع ملايم و موافق لازمى است كه عبارت از فضل و كرم دائم و رحمت گسترده الهى مىباشد كه فرموده: فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا [يونس/ ٥٨: بدان شادمان باشيد] و بازداشتن [خود] از خوشحالى به آن چه كه به او [از كالاى دنيا] داده شده است، براى اينكه: إِنَّ الله لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ [قصص/ ٧٦: كه خدا مغروران (به دنيا) را دوست نمىدارد]. براى اينكه آن چه كه داده مىشود انقطاع پذير است و دوام ندارد (حاشيه).