ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٥
ابى عبد الله محمد بن على بن عربى طايى است- كه خداوند از او خشنود باد- و از آخرين تصنيفاتش هست كه از كانون مقام محمدى(١) و مشرب ذاتى و جمع احدى وارد شده، و مشتمل است بر خلاصه ذوق پيامبر ما- كه درود الهى بر وى باد- در علم به خدا و اشاره كننده به اصل ذوق و مكاشفات بزرگان اولياء و انبيايى كه در آن نام برده شده و هر بيناى زيركى را به خلاصه و ناب ذوق و نتيجه همت و شوق و جمع محصولات و نهايت كمالات آنان راهنمايى و ارشاد مىنمايد، و آن مهرى را مىماند كه متضمن مقام كمال هر يك از آنان است و آگاهى دهنده بر اصل و ريشه آن چه كه بر آن در نورديده شدهاند و از آنان آشكار و عيان گرديده است.
٥ و شكى نيست كه آگاهى بر كتابى كه اين شأنش و منبع علمى كه وين عنوانش است بستگى بر تحقق به [مقام] وارث بودن از كسى را دارد كه تمامش را چشيده و بدان [وراثت] بر وى [حقايق] فتح و از جانب او برايش كشف و بدان واسطه به سويش [براى اظهار حقايق و اسرار] فرستاده شده باشد.
٦ و چون شناسانيدن و آگاهى دادن الهى به اين ضعيف- به واسطه اختصاصش به سر آخر بودن- وارد شد، و اينكه از جهت كمال جمعيت او، از هم صحبتانش كسى جز پروردگارش نبود(٢)، به سبب برچيده شدن اين خوان گسترده و ويران شدن اين خيمهگاه بلند آزرده گشت، لذا خبر داد كه براى بعضى از آن چه اين جمعيت اشتمال بر آن دارد حاملان و تابعانى باقى خواهند بود،
(١). حقيقت محمدى عبارت است از ذات با تعين اول كه جامع اسماء حسنى است كه همان اسم اعظم است و توضيح آن در اصول چهاردهگانه آمده است.
(٢) مقصود از «اين ضعيف»، مصنف بزرگوار شيخ كبير صدر الدين قونوى و مراد از «او» شيخ أكبر محى الدين اعرابى صاحب كتاب فصوص الحكم قدس سرهما است. و اينكه «جز پروردگارش وارثى نبود»، مقصود بيان الهى است كه در سوره مباركه حجر آيه ٢٣ مىفرمايد: «وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ» و در انبياء/ ٨٩ مىفرمايد: «وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ» و در قصص/ ٥٨ مىفرمايد: «وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ».
و شيخ أكبر قدس سره در كتاب فتوحات مكى بابى دارد بر اينكه: بساط نبوت چون در نورديده مىشود، وارثش پروردگار است، و همين طور هم اين جمعيت وارثش حق تعالى است.